نظریه‌های یادگیری، شرایط حصول یا عدم حصول یادگیری را تحلیل کرده و در دو مجموعه بزرگ رفتاری و شناختی طبقه‌بندی می‌شوند.[1]
 
1. نظریه‌های رفتاری
  رفتارگرایی، دیدگاهی است که می‌گوید رفتار، باید به وسیله‌ی تجارب قابل‌مشاهده، تبیین شود نه به وسیله‌ی فرآیندهای ذهنی. از نظر رفتارگرایان، رفتار آن چیزی است که انجام می‌دهیم و مستقیما قابل‌مشاهده است و افکار، احساسات و انگیزه‌ها، موضوع‌های مناسبی برای علم مطالعه رفتار نیستند، زیرا آنها را نمی‌توان مستقیما مشاهده کرد. نظریه‌های شرطی‌سازی کلاسیک، کوشش و خطا و شرطی‌سازی کنش‌گر، از دیدگاه‌های رفتاری هستند که این موضع را انتخاب کرده‌اند.[2]
  این نظریه‌ها، یادگیری را ایجاد و تقویت رابطه و پیوند بین محرک و پاسخ در سیستم عصبی انسان می‌دانند. از نظر صاحبنظران این رویکرد، در فرآیند یادگیری، ابتدا "وضع یا حالتی" در یادگیرنده اثر می‌کند، سپس او را وادار به فعالیت می‌نماید و بین آن وضع یا حالت و پاسخ ارائه‌شده، ارتباط برقرار می‌شود و عمل یادگیری انجام می‌پذیرد.[3]
 
الف. نظریه شرطی‌سازی کلاسیک
  آنچه به نظریه شرطی‌سازی کلاسیک، پاسخ‌گر، پاولفی یا بازتابی شهرت یافته، حاصل پژوهش‌های دانشمند روسی ایوان پترویچ پاولف است که در آغاز قرن بیستم میلادی انجام گرفته است. کشف مهم پاولف، این بود که بازتاب‌های طبیعی یا نخستین جاندار را می‌توان به کمک شرطی‌سازی، گسترش داد. بازتاب، به رابطه‌ی ساده‌ی بین یک پاسخ و محرکی که از طریق تأثیرگذاری بر یکی از اعضای حسی آن، پاسخ را تولید می‌کند، گفته می‌شود. طبق آزمایش‌های پاولف، برای شرطی‌کردن حیوان آزمایشی(سگ)، مراحل زیر انجام می‌گیرد:
·        محرکی مانند غذا، به حیوان ارائه می‌شود. این محرک، یک واکنش طبیعی و خودکار(ترشح بزاق) در ارگانیسم، ایجاد می‌کند. به محرکی که این واکنش طبیعی را ایجاد می‌کند، محرک غیرشرطی گفته می‌شود. واکنش طبیعی و خودکار ارگانیسم به محرک غیرشرطی، پاسخ غیرشرطی نام دارد.
·        یک محرک خنثی مانند صدای زنگ قبل از محرک غیرشرطی، به ارگانیسم ارائه می‌شود. این محرک خنثی، پیش از شرطی‌شدن، هیچ‌گونه پاسخی در ارگانیسم، ایجاد نمی‌کند.
·        پس از چند بار همراه شدن محرک غیرشرطی(محرک طبیعی) با محرک خنثی که در آن همواره محرک خنثی پیش از محرک طبیعی می‌آید، محرک خنثی به تنهایی موجب ترشح بزاق می‌شود. حال گفته می‌شود که ارگانیسم، شرطی شده است. یعنی در حضور محرک خنثی(صدای زنگ)، که اکنون دیگر نیست و محرک شرطی نام دارد، با ترشح بزاق پاسخ می‌دهد. پاسخ ترشح بزاق حیوان به محرک شرطی را پاسخ شرطی می‌نامند.[4]
 
ب. نظریه کوشش و خطا
  یکی از نظریه‌پردازان رفتاری، ادوارد.لی ثرندایک است. او تحت تأثیر روان‌شناسی فیزیولوژیک قرار داشت و معتقد بود که مشخص‌ترین یادگیری در انسان‌ها و حیوان‌های دیگر، یادگیری از راه کوشش و خطاست که وی بعدها آن را یادگیری از طریق "گزینش و پیوند" نامید. به بیان دیگر، عکس‌العمل یا پاسخ موجود زنده در مقابل محرک، ناشی از برقراری ارتباطات عصبی در درون اوست، به‌طوری که در طول یادگیری، به‌تدریج پاسخ‌های نادرست کم می‌شود و به جای آن پاسخ‌های درست که موجود را به هدف می‌رساند، ظاهر می‌شود و در ادامه‌ی کار به یادگیری منجر می‌گردد.[5]
  یادگیری در نظریه‌ی ثرندایک به صورت گزینش یا انتخاب یک پاسخ، از میان مجموعه‌ی پاسخ‌های موجود ارگانیسم و پیوند دادن آن پاسخ به موقعیت محرک، توصیف می‌شود. به همین سبب، به روش یادگیری ثرندایک، یادگیری از راه کوشش و خطا نام داده‌اند.[6]
  ثرندایک، با نشان دادن اینکه محرک‌هایی که بعد از رفتار واقع می‌شوند، بر رفتارهای آینده تأثیر می‌گذارند، ‌از پاولف فراتر رفت. او در تعدادی از آزمایش‌هایش، گربه‌ها را در جعبه‌هایی قرار داد که مجبور بودند برای به دست آوردن غذا فرار کنند. او مشاهده کرد که به مرور زمان، گربه‌ها یاد گرفتند با تکرار کردن رفتارهایی که به گریختن منجر می‌شود و نه تکرار کردن رفتارهایی که بی‌تأثیر هستند، با سرعت بیشتری از این جعبه‌ها خارج می‌شوند. او از این آزمایش و خطا سه قانون زیر را به دست آورد:
·        قانون اثر: این قانون، اعلام می‌دارد اگر عملی تغییر خشنودکننده‌ای را در محیط به دنبال داشته باشد، احتمال اینکه آن عمل در موقعیت‌های مشابه تکرار شود، افزایش خواهد یافت. اما اگر رفتاری تغییر ناخوشایندی را در محیط به دنبال داشته باشد، احتمال تکرار آن کاهش می‌یابد.[7]
·        قانون آمادگی: طبق این قانون، یادگیرنده باید از لحاظ رشد جسمی، عاطفی و ذهنی به اندازه کافی رشد کرده باشد تا بتواند مفهوم‌های مورد نظر را فرا بگیرد.
·        قانون تمرین: براساس قانون تمرین، هر قدر محرکی را که پاسخ رضایت‌بخش به دنبال دارد، ‌بیشتر تکرار کنیم، رابطه‌ی بین محرک – پاسخ، پایدارتر خواهد بود.[8]
 
ج. نظریه شرطی‌سازی کنش‌گر
  یکی دیگر از رفتارگرایان به نام بی.اف اسکینر بود که نشان داد رفتارهای شرطی و بازتابی، فقط بخش کوچکی از رفتارهای آدمی است. کار اسکینر نیز همانند ثرندایک بر رابطه‌ی بین رفتار و نتایج آن مبتنی است. او می‌گوید اگر نتایج رضایت‌بخشی به دنبال یک رفتار بیاید، آن رفتار امکان بروز بیشتری می‌یابد و اگر آن نتایج رضایت‌بخش نباشد، رفتار مربوط به آن بروز پیدا نمی‌کند. همین نتایج رضایت‌بخش و غیر رضایت‌بخش است که شرطی‌شدن عامل یا کنش‌گر، نامیده می‌شود. در آزمایش‌های اسکینر، موش‌ها و کبوترها در درون محفظه‌های معروف به جعبه‌ی اسکینر در وضعیت کنترل‌شده‌ای قرار داده می‌شدند و دگرگونی‌های رفتاری آنان که ناشی از تغییرات منظم در نتایج آن رفتارها بود، مورد مشاهده قرار می‌گرفت.[9]
  نام دیگر رفتار کنش‌گر، رفتار فعال است؛ زیرا برخلاف رفتار پاسخ‌گر، ارگانیسم در انجام این‌گونه رفتار، فعال است و بر روی محیط، عمل یا کنش می‌کند. از این‌رو، اسکینر به آن نام کنش‌گر نهاده است.[10] برخی از قوانین مهم نظریه شرطی‌سازی عامل، به شرح زیر می‌باشد:
·        تقویت مثبت: هرگاه بعد از پاسخی، محرکی را وارد محیط کنیم و آن محرک، احتمال بروز پاسخ را افزایش دهد یا سبب بقای آن گردد، به چنین محرکی تقویت‌کننده مثبت می‌گویند.
·        تعمیم و تمییز: تعمیم، عبارت است از گسترش پاسخ از محرک‌های اولیه به محرک‌های مشابه و فرایندی است که طی آن، پاسخ یادگرفته‌شده در حضور محرکی خاص، در شرایط دیگر و در حضور محرک‌های دیگر نیز از ارگانیسم بروز می‌کند. اما تمییز از تعمیم نامناسب جلوگیری می‌کند، یعنی به یادگیرنده کمک می‌کند تا بین یک محرک و محرک‌های دیگر تمییز قایل شود و بداند که در مقابل چه محرکی باید پاسخی مقتضی ارائه دهد و در مقابل چه محرکی پاسخ ندهد.
·        تقویت منفی: یعنی خارج کردن محرک از موقعیت، به منظور افزایش رفتار مطلوب که در این حالت، یک محرک آزاردهنده، از موقعیت خارج می‌گردد یا تقلیل داده می‌شود.[11]
 
2. نظریه‌های شناختی
  برای نظریه‌پردازان شناختی، یادگیری کسب و بازسازی ساختارهای شناختی است که از طریق آن، اطلاعات پردازش و در حافظه ذخیره می‌شوند. آنان بر این باورند که یادگیری، یک فرآیند درونی است که ممکن است به صورت تغییر فوری در رفتار آشکار، ظاهر نشود بلکه به‌صورت توانایی‌هایی در فرد ایجاد و در حافظه‌ی او ذخیره می‌شود و هر وقت که بخواهد، می‌تواند آن توانایی‌ها را مورد استفاده قرار دهد.[12]
  نظریه‌های شناختی شامل نظریه گشتالت، آزوبل و بندورا است. صاحبنظران این رویکرد، یادگیری را ناشی از شناخت، ادراک و بصیرت می‌دانند. بدین‌صورت که آموخته‌های جدید فرد با ساخت‌های شناختی قبلی او تلفیق می‌گردد. چون یادگیری، یک جریان درونی و دائمی است و انسان همواره به جستجوی محیط زندگی خویش و کشف روابط بین پدیده‌ها می‌پردازد، پس‌ ساخت شناختی خود را گسترش می‌دهد.[13]
 
الف. نظریه یادگیری گشتالت
  بنیان‌گذار روان‌شناسی گشتالت، دانشمند آلمانی ماکس ورتایمر است و منظور از گشتالت، شکل، انگاره یا طرح است. معنی گشتالت در این نظریه آن است که، کل از اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن بیشتر است. یعنی کل، دارای خواص یا ویژگی‌هایی است که در اجزای تشکیل‌دهنده‌ی آن یافت نمی‌شود و از خیلی جهات، تعیین‌کننده‌ی خصوصیات اجزاء است.
  یادگیری در این رویکرد، عبارت است از بینش حاصل از درک موقعیت یادگیری به عنوان یک کل یکپارچه و آن هم از طریق کشف روابط میان اجزای تشکیل‌دهنده‌ی موقعیت یادگیری حاصل می‌شود.
  براساس نظریه ولفگانگ کهلر، یکی دیگر از نظریه‌پردازان گشتالتی، یادگیری زمانی به بینش می‌رسد که بتواند از راه درک روابط میان اجزای موقعیت یادگیری به صورت یک کل سازمان‌یافته، به تمامیت آن موقعیت پی‌ببرد.
  طبق این نظریه، چگونگی ادراک ما از پدیده‌ها مبتنی بر چندین قانون یا اصل، به نام قوانین سازمان ادراکی است. این قوانین، توانایی‌هایی ذاتی در انسان هستند که از طریق آنها فرد، پدیده‌های ادراکی را سازمان می‌دهد. مهم‌ترین قوانین سازمان ادراکی عبارتند از:
·        قانون بستن یا تکمیل: با قانون تکمیل، واحدها و شکل‌های غیرکامل به صورت واحدهای کامل، درک می‌شوند. تا زمانی که فرد با مساله‌ای درگیر است، درک او از موقعیت کامل نیست اما هنگامی که مساله حل شد، قسمت ناقص به صورت کامل درآمده و فرد به هدف خود می‌رسد.
·        قانون شباهت: بنا به قانون شباهت، مطالب مشابه یا همگون از مطالب نامشابه بهتر ادراک شده و با هم به صورت اجزاء مرتبط و یکپارچه درمی‌آیند.
·        قانون مجاورت: طبق این قانون، پدیده‌ها و اموری که نزدیک به هم قرار دارند، بهتر درک و آسان‌تر آموخته می‌شوند.
·        قانون ادامه‌ی خوب: با قانون ادامه‌ی خوب یا جهت مشترک، سازمان ادراکی به نحوی تشکیل می‌شود که یک پاره‌خط مستقیم به صورت خط مستقیم و یک پاره‌دایره به صورت دایره ادامه می‌یابد.
·        قانون سادگی: طبق قانون سادگی یا سهولت، ‌ما پدیده‌ها را به صورت ساده‌شده، ‌درک می‌کنیم.
·        قانون شکل و زمینه: طبق این قانون، خواص پدیده‌های گشتالتی این است که در زمینه‌ای که یافت می‌شوند، به‌طور مشخص و برجسته جلوه می‌کنند. شکل در هر زمینه‌ای، همان گشتالت است، یعنی چیزی که درک می‌شود و زمینه عبارت است از صحنه‌ای که شکل در آن، ظاهر می‌گردد.[14]
 
ب. نظریه یادگیری معنی‌دار کلامی
  واضع این نظریه، دیوید آزوبل روان‌شناس آمریکایی است. در این نظریه، ساخت شناختی عبارت است از مجموعه‌ای از اطلاعات، مفاهیم، اصول و تعمیم‌های سازمان‌یافته‌ای که فرد قبلا در یکی از رشته‌های دانش، آموخته است. معنی نیز در اینجا، نقش مهمی دارد که به وجود نوعی قرینه یا معادل ذهنی برای یادگیری‌ها در ساخت شناختی یادگیرنده، ‌وابسته است.
  یک مطلب هنگامی معنادار است که قابل ارتباط دادن با مطالبی باشد که از پیش در ساخت شناختی یادگیرنده وجود دارد. به همین قیاس، یادگیری معنی‌دار از راه ایجاد ارتباط بین مطالب تازه و مطالب قبلا آموخته‌شده، به وجود می‌آید. هنگام یادگیری مطلب تازه به صورت معنی‌دار، آن مطلب جذب ساخت شناختی یادگیرنده می‌شود، این جذب شدن مطالب در ساخت شناختی شمول نام دارد.
  در روش آموزشی آزوبل، پیش‌سازمان‌دهنده‌ها، نقش اصلی را بر عهده دارند. پیش‌سازمان‌دهنده، ‌مجموعه‌ای از مفاهیم مربوط به مطلب یادگیری است و هدف آن در جلب توجه یادگیرنده به مفاهیم عمده‌ی مطلب مورد یادگیری است. روابط میان مطالب را برجسته می‌سازد و مطالب جدید را به آنچه قبلا کسب‌شده، ربط می‌دهد.[15]
 
ج. نظریه اجتماعی – شناختی
  بنیانگذار این نظریه، آلبرت بندورا، روان‌شناس کانادایی است. او می‌گوید عوامل شخصی(نظیر باورها، انتظارات و نگرش‌ها)، رویدادهای محیطی(فیزیکی و اجتماعی) و رفتارهای(عملی و کلامی) فرد با یکدیگر تأثیر متقابل دارند و هیچ یک از این سه جزء را نمی‌توان جدا از یکدیگر به عنوان تعیین‌کننده رفتار انسان به حساب آورد. وی این تعامل سه‌جانبه را تعیین‌گری متقابل نامیده است. یعنی رویدادهای محیطی بر رفتار تأثیر می‌گذارد، رفتار محیط را تحت تأثیر قرار می‌دهد و عوامل شخصی بر رفتار اثر می‌گذارد و برعکس.
  در این نظریه، گفته شده است که یادگیرنده از طریق مشاهده رفتار دیگران به یادگیری می‌پردازد. وقتی یادگیرنده، رفتار شخص دیگری را مشاهده می‌کند که آن شخص برای انجام آن رفتار، پاداش یا تقویت دریافت می‌نماید؛ آن رفتار توسط فرد مشاهده‌کننده، آموخته می‌شود. به این نوع تقویت، تقویت جانشینی می‌گویند.[16] بندورا، یادگیری از راه مشاهده را در چهار فرآیند زیر، این‌گونه آورده است:
·        فرآیندهای توجه: پیش از اینکه چیزی از یک الگو یا سرمشق آموخته شود، آن الگو باید مورد توجه قرار گیرد و صرفا چیزی که مورد مشاهده و توجه قرار می‌گیرد، آموخته می‌شود.
·        فرآیند به‌یادسپاری: برای اینکه اطلاعات به دست آمده از راه مشاهده، مفید واقع شود، باید حفظ گردند. به اعتقاد بندورا در فرایند به‌یادسپاری، اطلاعات به‌طور نمادی و به دو صورت تجسمی و کلامی ذخیره می‌شوند. نمادهایی که به صورت تجسمی یا تصوری ذخیره می‌شوند، تصاویر ذخیره‌شده‌ی واقعی از تجارب الگوبرداری‌شده هستند که مدت‌ها پس از یادگیری مشاهده‌ای قابل بازیابی‌اند و می‌توان مطابق آن عمل کرد.
·        فرآیند بازآفرینی(تولید رفتاری): فرایند تولید رفتاری، تعیین می‌کند که آنچه یاد گرفته شده است، تا چه میزان به عملکرد تبدیل می‌شوند.
·        فرآیند انگیزشی: در نظریه بندورا، تقویت دو نقش عمده ایفا می‌کند. یکی اینکه، انتظاری در مشاهده‌کنندگان ایجاد می‌کند مبنی بر اینکه اگر مانند الگویی که برای فعالیت‌های معینی تقویت شده است، عمل نمایند، تقویت خواهند شد. دوم اینکه، نقش یک مشوق را برای تبدیل یادگیری به عملکرد ایفا می‌کند.[17]


[1]. شعبانی، حسن؛ مهارت‌های آموزشی و پرورشی، تهران، سمت، 1383، چاپ هجدهم، ص 22.
[2]. بیابانگرد، اسماعیل؛ روان‌شناسی تربیتی، تهران، ویرایش، 1384، چاپ اول، ص 193.
[3]. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، پیشین، ص 22.
[4]. سیف، علی‌اکبر؛ روان‌شناسی پرورشی نوین، تهران، دوران، 1387، چاپ ششم، صص 121 – 120.
[5]. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، پیشین، ص 25.
[6]. روان‌شناسی پرورشی نوین، پیشین، ص 131.
[7]. رابرت.ایی، اسلاوین؛ روان‌شناسی تربیتی، ترجمه یحیی سیدمحمدی، تهران، روان، 1385، چاپ اول، ص 161.
[8]. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، پیشین، صص 28 – 27.
[9]. لطف‌آبادی، حسین؛ روان‌شناسی تربیتی، تهران، سمت، 1384، چاپ اول، ص 233.
[10]. روان‌شناسی پرورشی نوین، پیشین، ص 133.
[11]. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، پیشین، ص 48.
[12]. روان‌شناسی پرورشی نوین، پیشین، ص 148.
[13]. مهارت‌های آموزشی و پرورشی، پیشین، ص 22.
[14]. اولسون، متیو.اچ و هرگنهان، بی.آر؛ مقدمه‌ای بر نظریه‌های یادگیری، ترجمه علی‌اکبر سیف، تهران، دوران، 1388، چاپ هشتم، ص 324.
[15]. روان‌شناسی پرورشی نوین، پیشین، صص 180 و 158.
[16]. همان، ص 156.
[17]. مقدمه‌ای بر نظریه‌های یادگیری، پیشین، صص 405 – 403.


  برگرفته شده از: http://www.pajoohe.com  

تفاوتهای ارتباطی میان زنان و مردان

شیوه های ارتباطی

تفاوت های زنان و مردان از نظر شیوه های ارتباطی

استنباط بیشتر افراد از کلمه :«ارتباط » تنها ارتباط گفتاری است و بیشتر افراد درباره 

تفاوت مرد و زن  ، در شیوه ی ارتباط های گفتاری پنداشت های قالبی دارند. مانند این که زنان پر حرف تر از مردان هستند ، مردان از اصطلاحات بیشتر استفاده می کنند و زنان لطیف تر سخن می گویند. هر چند پژوهش ها ، برخی از این پنداشت ها را تأیید می کند ولی بسیاری از این پنداشت ها از واقعیت به دور است.

افزون بر آن ما می توانیم بدون استفاده از کلمات، با یکدیگر ارتباط برقرار کنیم . حالات چهره ما ، لبخندها و اخم ها ، ارتباط های غیرکلامی برقرار می نمایند. دختران از همان اوان کودکی برتری کلامی را نسبت به پسران نشان می دهند . در صحبت کردن ، هم از کلمات بهتری استفاده می کنند و هم روان تر سخن می گویند. سیالی کلام نیز در آنها بهتر است . منطقه کلامی در نیمکره چپ مغز ، در

ناحیه بورکا و ورنیکه می باشد و تحقیقات نشان داده است در زنان نیمکره چپ مغز غالب است. در اینجا به چهار قسمت الگوهای حرف زدن، کیفیت صدا، کلمات ویژه ، و عبارات و محتوای سخن می پردازیم.

 

تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند.

 

 

الگوهای حرف زدن

باور عموم افراد بر آن است که زنان به طور کلی پر حرف تر از مردانند. آنها می توانند ساعت ها تلفنی یا حضوری با افراد صحبت کنند و تمایلی به سکوت کردن ندارند. اما به اعتقاد سوایکر ( 1975) مردان بیشتر حرف می زنند. جالب اینجاست که دختران جوان بیش از پسران جوان حرف می زنند ، که این خود توانایی گفتاری بیشتر آنها را نشان می دهند. ولی در گروه های مختلط جنسی بزرگسالان، مردان راحت تر و بهتر سخن می گویند ، شاید بتوان این امر را به مسائل اجتماعی ربط داد. یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود زنان پر حرف به نظر برسند ، این است که مطالب را با جزئیات کامل تشریح می نمایند و این امر ناشی از نوع نگرش و دید جزئی آنها نسبت به مطالب است.

 

 

تفاوت هاي زنان و مردان از نظر شيوه هاي ارتباطي

 

کلمات و عبارات

زنان و مردان با وجودی که از کلمات مشابه استفاده می کنند ولی حرف یکدیگر را نمی فهمند. کلماتی که ما به کار می بریم دارای دو قسمت هستند:

 

1- پیام 2- فراپیام. اطلاعاتی که به وسیله معانی کلمات منتقل می شوند «پیام» و آنچه درباره روابط مخابره می شوند ، تلقی در قبال یکدیگر، موقعیت و حرفی که می زنیم، حالت چهره و وضعیت بدنی ما در هنگام صحبت کردن ، «فراپیام» را تشکیل می دهند. در حالی که کلمات اطلاعاتی را منتقل می سازند، طرز سخن ما ، بلندی صدا، سرعت حرف زدن، لحن و ادای کلمات و تأکیدها ، ذهنیت ما را مشخص می سازند؛ حالتی که به مخاطب ما می فهماند عصبانی هستیم، یا احساس دوستانه داریم و می خواهیم صمیمی تر شویم همان فراپیام است. پژوهش ها نشان داده اند زن ها بیشتر از پیام به فراپیام اهمیت می دهند. در حالی که برای مردها خود پیام اهمیت بیشتری دارد.

زنان برای بیان احساسات به خود حق می دهند از انواع صفات عالی و مبالغه آمیز استفاده کنند و احساسات خود را غلیظ جلوه دهند. مثلاً می گویند:« توهیچ وقت به فکر ما نبودی» « تو همیشه دیر می آیی» « صد بار به شما گفتم». زن محدودیتی در استفاده از لغات نمی بیند در صورتی که مردان این کلمات را واقعی پنداشته و واکنش نامناسب نشان می دهند. مثلاً می گویند « در یک ماه گذشته فقط یک شب دیر آمدم ».

 

 زنان بیشتر از مردان، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خیره می شوند. زمانی که دو زن با یکدیگر صحبت می کنند معمولاً به چشمان همدیگر نگاه می کنند، اما هنگامی که دو مرد با یکدیگر گفتگو می کنند، هر یک به نقطه ای چند سانتی متر بالای گوش طرف مقابل نگاه می کنند.

تحقیقات نشان می دهند که زن ها و مردها از روش های متفاوتی برای نشان دادن گوش کردن خود استفاده می کنند. زن ها در حین گوش دادن بیشتر سر تکان می دهند و از کلماتی مانند آهان، بله و... استفاده می کنند و مقصودشان نیز از استفاده این کلمات این است که «دارم به حرف های شما گوش می دهم». ولی مردها کمتر این حرکات را انجام می دهند و بیشتر زمانی از این اصوات و کلمات استفاده می کنند که بخواهند توافق خود را اعلام نمایند. و لذا اکثر اوقات زن ها شکایت می کنند که همسرشان به حرفهایشان گوش نمی دهد و یا حوصله شنیدن حرف های آنها را ندارد. در صورتی که نحوه گوش دادن در زن و مرد متفاوت است.

زنان بیشتر از مردان به گفت و گو در مورد جزئیات علاقه مند هستند ولی برای مردها گفت و شنود در مورد مسائل کلی مثل سیاست، بازار، تاریخ ، کاربرد اشیاء مختلف و ورزش اهمیت بیشتری دارد. معمولاً زن ها وقتی در مورد مسئله ای یا رویدادی گزارش می دهند آن را با جزئیات تشریح می کنند و به شکل زنده نمایش می دهند ولی مردها معمولاً خلاصه ای کوتاه و کلی را در مورد رویدادها ارائه می کنند. برخی پژوهش ها حاکی از این است که زنان بیشتر از مردان درباره چگونگی احساس و عملکرد مردم صحبت می کنند در حالی که مردها درباره ی اشیاء و امور و سیاست، بیشتر صحبت می نمایند . پژوهش ها نشان می دهد 71 درصد زنان و 64 درصد مردان به غیبت کردن می پردازند. از طرف دیگر زنان بیشتر از مردان از کلمات و عباراتی که محتوای احساسی و عاطفی دارند استفاده می کنند و به طور کلی در سخن گفتن از مردان مؤدب ترند.

 

 زنان معمولاً بیش از مردان لبخند می زنند. بررسی های موجود ، فراوانی لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان می دهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن و یا حالت های عاطفی دوستانه آنها نیست،

 

 

ارتباط غیر کلامی

میان زن و مرد از لحاظ رفتارهای غیر کلامی مانند لبخند زدن، وضعیت بدن، و فضای شخصی تفاوت وجود دارد. برای درک این مطلب کافی است صدای تلویزیون را قطع کرده و به مشاهده رفتار غیرکلامی بپردازید. « فرانسز»، معتقد است اهمیت جنبه های غیر کلامی حتی از پیام های کلامی مهمتر است لذا در ذیل به شرح رفتارهای غیر کلامی می پردازیم که عبارت اند از: فضای شخصی، وضعیت بدن، تماس، حالات صورت و توانایی رمزگشایی.

 

 

فضای شخصی

 

 

تفاوت هاي زنان و مردان از نظر شيوه هاي ارتباطي

 

 

منظور از فضای شخصی، فضای نامرئی اطراف هر شخص است که در آن مورد هجوم دیگران قرار می گیرد. انسان از فضای شخصی خود هنگامی آگاه می شود که شخص بیگانه ای به او آنقدر نزدیک می شود که احساس ناراحتی و ناامنی می کند. اندازه ی این فضای شخصی برای زنان و مردان، همچنین در فرهنگ های مختلف متفاوت است. به طور کلی زنان فضای کمتری را در مقایسه با مردان اشغال می کنند و به فاصله کمتری از یکدیگر می نشینند و یا می ایستند. حتی کودکان پیش دبستانی در فاصله کمتری از زنان بزرگسال قرار می گیرند تا از مردان. هال در پژوهش های سال 1984 خود به این نتیجه رسید که رعایت فضای شخصی، از نظر جنسی در میان مردان و زنان متفاوت است.

تفاوت های جنسی در وضعیت بدن از همان آغاز زندگی به وجود می آید. زنان در نشستن و یا ایستادن، پاها را در کنار هم قرار می دهند و معمولاً دستان را در برابر سینه قرار می دهند و متمایل به پهلو می نشیند، برعکس مردان پاهای خود را در نشستن و ایستادن بازتر و یا روی هم می گذارند. و دستان خود را نزدیک هم روی پاها قرار می دهند. مردان در نشستن و ایستادن آرامش بیشتری دارند . در حالی که در وضعیت بدن زنان اندکی تنش دیده می شود.

 

 

حالات صورت

از لحاظ حالات صورت، زن و مرد با یکدیگر تفاوت دارند.

زنان معمولاً بیش از مردان لبخند می زنند. بررسی های موجود ، فراوانی لبخند در زنان را دو برابر مردان گزارش کرده است پژوهش ها نشان می دهد که لبخند زنان الزاماً به معنای شاد بودن و یا حالت های عاطفی دوستانه آنها نیست، لبخند پدران، هنگامی که مطالب خوب به فرزندان خود می گویند و جدی بودن آنها هنگامی که مطالب خنثی و یا نامطبوع می گویند ، قابل مشاهده است. در حالی که لبخند مادران به ماهیت پیام آنها چندان ارتباطی ندارد. به نظر می رسد حالات صورت زنان، اغلب وضعیت عاطفی و هیجانی آنها را فاش نمی کند. تفاوت دیگر زنان با مردان در حالات صورت این است که زنان بیشتر از مردان، هنگام گفتگو با همجنسان خود به صورت آنان خیره می شوند. زمانی که دو زن با یکدیگر صحبت می کنند معمولاً به چشمان همدیگر نگاه می کنند، اما هنگامی که دو مرد با یکدیگر گفتگو می کنند، هر یک به نقطه ای چند سانتی متر بالای گوش طرف مقابل نگاه می کنند.

 

 

توانایی رمز گشایی

 

توانایی رمز گشایی، به معنای حدس زدن احساسات طرف مقابل با مشاهده رفتار غیرکلامی اوست. برای نمونه فردی که این توانایی را دارد، از حالات صورت، وضعیت بدن و حرکات و نیز صدای دوست خود، در می یابد که او خوش و سرحال است یا محزون و افسرده. پژوهش های هال و دیگران نشان می دهد که این توانایی در زنان به مراتب بیش از مردان است. زنان در قضاوت و استنباط هیجانات و عواطف - بویژه از حالات صورت - بسیار توانمندتر از مردان هستند. این توانایی حتی در دختران دبستانی دیده می شود. زناندر رمز گشایی توان بالایی دارند برای مثال در یک جمع و در یک مهمانی اگر آقا از حرف همسرش خوشش نیاید و اشاره کند خانم سریعاً متوجه می شود و مسیر حرف را عوض می کند ولی آقایان کمتر می توانند چنین کاری بکنند.

می توان نتیجه گیری کرد که زنان و مردان، هیچ یک در رفتارهای غیر کلامی خود ناهنجار و غیر طبیعی نیستند بلکه هر دو محصول سالیان سال شرطی شدن رفتاری هستند، اما بیان این نکته ضروری است که مردان می توانند از رفتارهای غیر کلامی و به ویژه توانایی رمزگشایی و خواندن چهره و پی بردن به عواطف و احساسات زنان ، درس هایی بیاموزند. قابل ذکر است که در فرهنگ های مختلف تفاوت های دو جنس در رمزگشایی و خواندن چهره شدت و ضعف دارد.

مقدمه ای بر روان شناسی ازدواج - تألیف : زهره رئیسی

زهره پری نوش- سایت تبیان

تمرکز

تمركز

تمركز،  توانايي هدايت فكر بسوي موضوعي خاص و حفظ توجه بر روي آن است.  بايد گفت تمركز فكر ذاتي نبوده و مي‌توان آن را با تمرينهايي بهبود بخشيد.  راهكارهاي زير مي‌توانند شما را در جهت حفظ تمركز و كاهش حواس پرتي ياري دهند. 

?         سر و صداي محيط،  شلوغ بودن اتاق و ميز مطالعه از عوامل بيروني اختلال تمركز مي‌باشند.  سعي كنيد حتي‌الامكان در محيط آرام و ساكت مطالعه نموده و ميز و محل مطالعه خود را تميز و مرتب كنيد. 

 ?         گاهي در حين مطالعه يادتان ميايد كه بايد به دوستتان تلفن كنيد و يا كار ديگري انجام دهيد،  اين موضوع باعث كاهش تمركز شما مي‌شود،  يك راه حل براي كاهش اينگونه عوامل دروني اينست كه هنگام مطالعه يك دفترچه يادداشت كنار خود بگذاريد تا اگر چيزي به ذهنتان رسيد و فكرتان را مشغول كرد آن را يادداشت كنيد و ذهن خود را از آن موضوع آزاد سازيد. 

?         وقتي متوجه مي‌شويد كه روي موضوع مورد مطالعه تمركز نداريد و حواستان پرت شده به خودتان بگوييد : "اينجا باش!".  توجه خود را به سوي موضوع برگردانيد و حتي الامكان اين حالت را حفظ كنيد.  هر بار كه متوجه شديد حواستان متوجه چيزي غير از موضوع مورد نظر شده اين عبارت كوتاه را تكرار و بر روي هدف اصلي متمركز شويد.  هر چه بر اين روش مداومت بيشتري داشته باشيد،  احتمالا روزهاي بعد كمتر مجبور خواهيد شد اين عبارت را تكرار كنيد. 

?         خود را آموزش دهيد كه نسبت به محرك‌هاي بيروني بي تفاوت باشيد.  با خود قرار بگذاريد وقتي صدايي از بيرون مي‌شنويد،  وقتي تلفن زنگ مي‌زند و يا دوستي وارد اتاق مي‌شود بي توجه باشيد مثل اينكه هيچ كدام از اين محرك‌ها در اطرافتان وجود ندارد و تنها راه ارتباط شما با محيط خارج موضوع درسي است. 

گاهي پرهيز از فكر كردن به موضوعاتي خاص غير ممكن است و بهرحال اين موضوعات گوشه‌اي از ذهن شما را اشغال كرده اند.  بهتر است براي تفكرات خود برنامه ريزي كنيد و هر روز ساعت خاصي را براي فكر كردن در مورد اين قبيل مسايل در نظر بگيريد تا بدون هيچ تشويشي به آنها فكر كنيد. بايد مراقبت كنيد تا ذهنتان مانند كاروانسرايي نباشد كه هر فكري به آن وارد و هر موقع خواست از آن خارج شود.

 سعي كنيد ذهن خود را تمرين دهيد كه هر فكر براي ورود اجازه گرفته،  كار خود را در زمان معين انجام دهد و سپس  خارج شود.  اين تمرين ابتدا حالتي آگاهانه دارد ولي به مرور بصورت عادتي ذهني در مي‌آيد. 

?         يكي از عواملي كه باعث بهم خوردن تمركز مي‌شود،  خستگي ذهني است. 

?         بهتر است مدت زمان طولاني و متوالي مطالعه نكنيد و پس از حدود 5/1 ساعت مطالعه،  زمان استراحت كوتاهي در نظر بگيريد. 

آيا براي اشتغال خود بذري پاشيده‌ايد‌‌؟

يافتن شغل يكي از اصلي ترين دغدغه‌هاي دوران دانشجويي است.  حتي در حين انتخاب رشته،  ابتدا فرصت‌هاي شغلي آن را مد نظر قرار مي‌دهند.  با اين وجود، بسيارند افرادي كه پس از فارغ التحصيلي به هر دري مي‌زنند تا جذب كار شوند ليكن ناكام مي‌گردند و البته تعدادي از افراد نيز بلافاصله،  جذب بازار كار مي‌شوند. 

 شايد شما هم در ذهن خود با اين سوال دست و پنجه نرم كرده‌ايد كه چرا برخي از افراد به‌راحتي مشغول بكار مي‌شوند و برخي ديگر خير‌‌؟ در پاسخ بايد گفت كه اكثر اين افراد از دوران دانشجويي مهارت‌هايي براي يافتن شغل كسب نموده اند و بدين وسيله بذر اشتغال خود را در بسياري از مراكز پاشيده اند.  يافتن شغل نياز به برخي آگاهي‌ها و مهارت‌هايي دارد كه به برخي از آنها اشاره مي‌گردد :

      با اساتيد خود ارتباط برقرار كنيد .

علاقه مندي و تلاشگري خود را به آنها نشان دهيد، زيرا اساتيد مي‌توانند علاوه بر راهنمايي شما بعنوان كليدهايي در جهت آگاه شدن شما از فرصت‌هاي شغلي عمل نمايند. 

     در سمينارهاي مرتبط با رشته و علايق خود،  شركت فعال داشته باشيد. 

شركت در چنين سمينارهايي علاوه بر آشنا ساختن شما با مباحث جديد رشته خود و خلق ايده‌هاي نو در ذهنتان،  موجب آشنايي شما با متخصصيني خواهد شد كه ممكن است از همكاري شما در آينده استقبال نمايند. 

       خود را به مهارت‌هايي از قبيل دانش كامپيوتر و تسلط به يك زبان خارجي مجهز سازيد

- مراكز و ادارات مرتبط با شغل خود را،  هم در شهرستان خود و هم در محل تحصيل شناسايي كرده و با آنها ارتباط برقرار نماييد. 

- درNGO‌ها يا نهادهاي مردمي‌و سازمانهاي غير دولتي شركت نماييد.  فعاليت در چنين مراكزي علاوه بر گسترده تر كردن ارتباطات شما،  منجر به افزايش تجربه كاري شما و نيز داشتن سابقه‌اي مثبت از شما خواهد شد.

 - در فرصت‌هاي كارورزي و گذراندن طرح،  قابليت‌هاي خود را نشان داده و از جان و دل كار كنيد0زیرا اغلب چنين مراکزي ، نيرو هاي کاري مهره هاي خلاق و پر تلاش را جذب خود خواهد نمود.

       اهداف خود را بلند اما گامهايتان را كوچك انتخاب كنيد: 

انتظار نداشته باشيد كه پس از فارغ التحصيلي يا حتي در دوران دانشجويي،  دقيقاً همان شغل و مقامي‌را بدست آوريد كه در پي آن بوده‌ايد.  شما بايستي ابتدا مهارت،  شايستگي و فروتني خود را در كارهاي محوله و گاه حتي خرد،  اثبات كنيد تا در مسير بالا رفتن از پلكان ترقي قرار گيريد. 

 ياد بگيريد كه چگونه با اعتماد به نفس بالا،  خود و توانايي‌هايتان را به ديگران ارائه كنيد. 

براي مثال شما بايستي هنگام تقاضاي شغل مشخصات،  توانايي‌ها،  سوابق،  علايق كاري،. ... (رزومه) خود را بطور مكتوب همراه داشته و در زمان مقتضي آن را ارائه كنيد و نيز مهارت‌هاي خود را براي برقراري ارتباط بهتر بالا ببريد. 

        خلاقانه فكر كنيد:

ذهن خود را باز و آزاد بگذاريد تا به تمام راههايي كه از آن طريق به نوعي مي‌توان كار آفريني نمود فكر كنيد. 

  هرگز از شكست نترسيد. 

انديشمندي مي‌گويد : "به ياد داشته باش كه هر پيروزي بزرگي پس از چند بار شكست بدست ميايد.  شكست‌هاي مكرر مانند پيك‌هايي هستند كه در جاده منتهي به پيروزي حركت مي‌كنند."

   وكلام آخر آن كه :

تو بايد آنچنان دانشجوي زبردست و پرتواني باشي كه حتي قبل از آن كه تو در جستجوي كار باشي،  كار در جستجوي تو باشد.

www.iransco.org/Pa_nine.asp - 223k

معرفی روشهای تحقیق در روانشناسی و.............

معرفی روش‌های پژوهشی روان‌شناسی

 

الف- سه نوع روش پژوهش

پژوهش علّی (سببی)
اغلب مردم هنگامی که به آزمایش‌های علمی فکر می‌کنند، چیزی که بیشتر به ذهنشان می‌آید پژوهش بر روی علّت‌ها و اثرات است. آزمایش بر روی روابط علّی، تاثیر یک یا چند متغیر را بر روی یک یا چند متغیر نتیجه، مورد بررسی قرار می‌دهد. این نوع پژوهش همچنین به تعیین این نکته می پردازد که آیا یک متغیر باعث بروز یا تغییر متغیر دیگری می‌شود یا نه. به عنوان مثالی از این نوع پژوهش می‌توان به تغییر دادن مقداردارو و بررسی اثرات آن بر روی بیماران مورد مطالعه اشاره کرد.
2.  پژوهش توصیفی
این نوع پژوهش در صدد توصیف و تشریح ویژگی‌های موجود در یک گروه یا جمعیت است. به عنوان مثالی از پژوهش توصیفی می‌توان به نظرخواهی از مردم درباره این که در انتخابات رئیس جمهوری به چه کسی رای می‌دهند، اشاره کرد. مطالعات توصیفی در صدد ارزیابی تاثیر یک متغیر بر نمی‌آیند، بلکه فقط به دنبال توصیف و تشریح هستند.
3.  پژوهش رابطه‌ای
مطالعه‌ای که به بررسی ارتباط بین دو یا چند متغیر می‌پردازد، پژوهش رابطه‌ای نام دارد. متغیرهای مورد مقایسه عموماً در گروه یا جمعیت وجود دارند. برای مثال، مطالعه‌ای که نسبت آلبوم‌های موسیقی جاز یا کلاسیک خریداری شده توسط زنان و مردان را مورد بررسی قرار می‌دهد، در صدد مطالعه رابطه بین جنسیت و انتخاب نوع موسیقی است.

ب- نظریه و فرضیه
نظریه عبارت است از یک اصل به خوبی تعریف شده و سازمان یافته که برای توضیح برخی از جنبه‌های جهان طبیعی به وجود آمده است. نظریه از مشاهده و آزمون مکرّر به وجود می‌آید و در بردارنده واقعیت‌ها، قوانین، پیش‌بینی‌ها و فرضیات آزمایش شده‌ای است که در سطح گسترده‌ای مورد پذیرش قرار دارد.
فرضیه عبارت است از یک پیش‌بینی آزمودنی (قابل آزمایش) خاص درباره آنچه انتظار دارید در مطالعه شما رخ دهد. برای مثال، مطالعه‌ای که برای بررسی رابطه بین عادت‌های مطالعه و اضطراب امتحان طراحی شده باشد ممکن است دارای این فرضیه باشد که «این مطالعه برای ارزیابی این فرضیه که دانشجویانی که عادت‌های مطالعه بهتری دارند، کمتر دچار اضطراب امتحان می‌شوند، طراحی شده است». بجز درمواردی که طبیعت مطالعه شما اکتشافی باشد، فرضیه شما باید همیشه توضیح دهد که شما انتظار دارید چه رویدادی در خلال آزمایش پا پژوهش شما به وقوع بپیوندد.
با وجودی که این دو عبارت گاهی جابه‌جا مورد استفاده قرار می‌گیرند، امّا تشخیص تفاوت بین نظریه و فرضیه اهمیت دارد. برخی از تفاوت‌های مهم آن‌ها به قرار زیر است:

  • نظریه، رویدادها را با عبارت‌های عمومی و کلّی پیش‌بینی می‌کند در حالی که فرضیه درباره مجموعه خاصی از شرایط، به پیش‌بینی خاصی می‌پردازد.
  • نظریه، مورد آزمایش وسیعی قرار گرفته و مورد پذیرش عمومی است در حالی که فرضیه، حدسی غیرقطعی است که هنوز باید مورد آزمایش قرار گیرد.

پ- تاثیر زمان در پژوهش‌های روان‌شناسی
دو نوع بُعد زمانی وجود دارد که می‌تواند در طراحی یک مطالعه پژوهشی مورد استفاده قرار گیرد:

1. پژوهش مقطعی در یک برهه زمانی خاص صورت می‌گیرد.

  • تمام آزمایش‌ها، معیارها یا متغیرها در یک موقیعت زمانی بر روی شرکت کنندگان اجرا می‌شود.
  • این نوع پژوهش در صدد جمع‌آوری داده‌ها در شرایط فعلی و حاضر است و به بررسی تاثیرات یک متغیر در طول یک دوره زمانی نمی‌پردازد.

2. پژوهش طولی مطالعه‌ای است که در طول یک دوره زمانی صورت می‌گیرد.

  • داده‌ها ابتدا در شروع مطالعه جمع‌آوری می‌شوند و سپس ممکن است به طور مکرّر در طول دوره مطالعه نیز جمع‌آوری گردند.
  • برخی مطالعات طولی ممکن است در طول یک دوره کوتاه زمانی، مثل چند روز، صورت گیرند در حالی که برخی دیگر ممکن است در طول ده‌ها سال انجام شوند.
  • در پژوهش طولی غالباً اثرات پیرشدن (گذشت زمان) مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ت- رابطه علّی (سببی) بین متغیرها
هنگامی که از «رابطه» بین متغیرها صحبت می‌کنیم منظورمان چیست؟ در پژوهش‌های روان‌شناسی منظور ما ارتباط بین دو یا چند عامل است که بتوانیم اندازه‌گیری کنیم یا به طور هدفمندی تغییرشان دهیم. یکی از مهم‌ترین نکته‌هایی که به هنگام بحث در مورد رابطه بین متغیرها باید مورد توجه قرار داد، معنی علیت است.

  • یک رابطه علّی، هنگامی است که یک متغیر باعث تغییر در متغیر دیگری شود. این نوع رابطه در پژوهش‌های تجربی مورد بررسی قرار می‌گیرد تا به طور دقیق مشخص شود که آیا تغییر یک متغیر واقعاً باعث تغییر در یک متغیر دیگر می‌شود یا نه.

ث- رابطه همبستگی بین متغیرها
همبستگی، مقیاسی برای اندازه‌گیری رابطه بین دو متغیر است. این متغیرها در گروه یا جمعیت وجود دارند و تحت کنترل آزمونگر نیستند.

  • همبستگی مثبت، رابطه مستقیمی است که در آن، افزایش مقدار یک متغیر باعث افزایش مقدار متغیر دوم می‌گردد.
  • در همبستگی منفی، هنگامی که مقدار یک متغیر بالا می‌رود، سطح متغیر دیگر پائین می‌آید.
  • در هر دو نوع همبستگی، اثبات یا شاهدی وجود ندارد که تغییر در یک متغیر باعث تغییر در متغیر دیگر می‌گردد. همبستگی فقط نشانگر این است که رابطه‌ای بین دو متغیر وجود دارد.

مهم‌ترین مفهومی که باید تشخیص داده شود این است که همبستگی معادل علیت نیست. در بسیاری از رسانه‌های عمومی این اشتباه صورت می‌گیرد که فرض می‌کنند چون دو متغیر به هم ارتباط دارند پس لابد یک رابطه علّی بین آن‌ها وجود دارد

منبع: http://mohsenazizi.blogfa.com 

 

مصاحبه و انواع آن"

ابتدا تعریفی از مصاحبه به همراه اصول آن در روانشناسی را ارائه می کنیم و سپس انواع مصاحبه را مورد بررسی قرار می دهیم.

مصاحبه و اصول آن در روانشناسی

مصاحبه یکی از روشهای بسیار معتبر و رایج تشخیص و ارزشیابی  می باشد و شاید بتوان آن را از اولین روشهایی دانست که بشر در این مورد به کار برده است. بن جانسون می گوید تا تو را ببینم و بسیاری از روانشناسان نیز معتقدند اگر بخواهیم اطلاعاتی در مورد شخصی بدست آوریم و او را بشناسیم چرا از خود او نپرسیم(دانشمند، 1357).

مصاحبه را به رابطه کلامی چهره به چهره تعریف کرده اند که مانند سایر روشهای ارزشیابی شخصیت و تشخیص برای گردآوری اطلاعاتی به منظور شناخت ویژگی های فرد صورت می گیرد. بر خلاف آنچه در مکالمات روزمره خود با افراد مشاهده می کنیم مصاحبه در تشخیص و ارزشیابی شخصیت رابطه کلامی است که برای تحقق هدف مشخصی ایجاد می گردد. این کنش متقابل کلامی همه گاه واجد ارزش درمانی می باشد و لذا انجام آن را به وسیله افراد تعلیم دیده توصیه کرده اند.

پس از این بررسی اجمالی و قبل از شروع بحث در باره انواع مصاحبه و کاربرد هریک باید یادآور شویم که مصاحبه را به طور کلی به دو نوع تقسیم می کنند.

1-  مصاحبه سازمان یافته

2- مصاحبه آزاد.

در مصاحبه سازمان یافته که آنرا مصاحبه محدود نیز می نامند مصاحبه گر مقید است در چهارچوب مشخص، اطلاعات مشخصی را از مصاحبه شونده گردآوری کند. تحجر و خشکی مشهود در این مصاحبه از ایراداتی است که بر آن وارد دانسته اند. در ارائه هر نوع خدمت روانی، از تشخیص و ارزشیابی گرفته تا درمان، ایجاد ارتباط و تفاهم از اصول اساسی و اولیه می باشد و باید اعتراف داشت وقتی مصاحبه شونده ناگزیر بود در مدت زمان مشخصی به سوالات محدودی پاسخ دهد از ایجاد چنین رابطه ای جلوگیری می شود به طوری که مصاحبه گر حتی از گردآوری اطلاعات لازم عاجز خواهد بود. عده ای از روانشناسان، به مسئله تقویت بازداری و واپس زنی اشاره کرده اند و این نوع مصاحبه با یکی از عوامل تقویت کننده آن دانسته اند. مراجع در مصاحبه محدود ناگزیر از بازداری بیشتر در بیان عواطف و سرکوبی نیازهای خویش می شود که بدون شک به برداشت منفی وی از روانشناسی منجر می گردد(دانشمند، 1357).

برای رفع اشکالاتی که بدان اشاره کردیم تدابیری اندیشیده اند. گاه در مصاحبه سازمان یافته، در صورتی که به وسیله افراد باتجربه انجام پذیرد، آزادیهایی را مجاز می دارند. بدین معنی که موارد مطالعه و نوع سوالات را مشخص می کنند اما مصاحبه شونده را در بیان آنچه در موردی خاص به ذهنش آمد و یا نیاز به بازگویی آن را احساس کرد آزاد می گذارند. مثلا مصاحبه گر می داند که موضوع مصاحبه گردآوری اطلاعاتی در مورد وضع شغلی مراجع می باشد اما مصاحبه شونده آزاد است در این مورد هر چه می خواهد بیان کند.

برعکس آنچه در مصاحبه سازمان یافته مطرح است در مصاحبه آزاد هیچ قید و شرطی وجود ندارد و مصاحبه گر بدون هیچ محدویتی به اقتضای اوضاع و احوال و بنا به میل و سلیقه خویش دامنه وسیع تر و لایه های گوناگونی را مورد بررسی قرار می دهد. در این نوع مصاحبه، مراجع نیز در بیان خود آزادی کامل را دارا می باشد.

به طور کلی می توان گفت در مواردی که نیاز به کمی ساختن اطلاعات حاصله محسوس گردد مصاحبه سازمان یافته واجد ارزش عینی و اعتبار بیشتری خواهد بود بخصوص اگر مصاحبه گران تجربه کافی برای انجام مصاحبه آزاد را نداشته باشند. به هر حال به طوری که یادآور شدیم خشکی و تحجر موجود در این نوع مصاحبه مشکلاتی را در راه ایجاد رابطه با بیمار و تسهیل در بیان عواطف، افکار و عقاید وی ایجاد می کند.

کاربرد مصاحبه

مصاحبه را می توان بر اساس محل انجام، و هدف های آن به هفت نوع گوناگون تقسیم کرد  که به شرح هریک می پردازیم.

1-  مصاحبه استخدامی

کاربرد این نوع مصاحبه بیشتر در مدیریت و صنعت بوده هدف آن ارزیابی لیاقت و شایستگی داوطلبان برای احراز یک شغل و یا سمت سازمانی می باشد.

  2- مصاحبه مشکل یابی

این مصاحبه در ادارات و یا واحدهای صنعتی برای کشف و فهم عواملی که اختلالاتی در انجام صحیح امور و یا روابط بین کارمندان ایجاد کرده اند انجام می پذیرد.

3- نظر خواهی

در این نوع مصاحبه سعی می شود از طریق مراجعه به نمونه ای از جمعیت از افکار و عقاید، برداشتها و بازخوردهای مردم نسبت به موضوع خاصی به گردآوری اطلاعات بپردازند.

4- مصاحبه تحت فشار

این نوع مصاحبه در شرایط تصنعی و در موقعیت های ناگواری که عمدا برای بررسی دقیق و ارزشیابی واکنش افراد ایجاد می شوند صورت می گیرد. هدف عبارت است از مشاهده و مطالعه دقیق واکنش در برابر شرایط ناخوشایند و فشارهایی که در پاره ای امور بر انسان وارد می شود.

5- مصاحبه تشخیصی

کاربرد این نوع مصاحبه در کلینیک ها، بیمارستانها و مراکز بهداشت روانی برای تشخیص اختلالات، گردآوری اطلاعات اولیه در مورد مراجع و برآورد و ارزیابی وضع روانی وی می باشد. مصاحبه برای تنظیم تاریخچه فردی که به امر تشخیص کمک می کند نیز به عنوان نوعی مصاحبه تشخیصی شناخته شده است.

 6- مصاحبه قبل و بعد از انجام آزمونهای روانی

هدف از این نوع مصاحبه اتخاذ تصمیم در مورد مراجع می باشد.البته پیشداوری ناشی از بررسی آزمونهایی که در مورد مراجع اجرا گردیده است مشکلاتی را در انجام صحیح این نوع مصاحبه فراهم می آورد.

7- مصاحبه اختتامی یا ترخیصی

این مصاحبه نیز در بیمارستانها و کلینیک های روانی به منظور ارزشیابی وضع بیمار و اتخاذ تصمیم در مورد ادامه درمان و یا ترخیص وی صورت می گیرد.

 

مقاومت و حل آن در مصاحبه

می دانیم مصاحبه وسیله ارتباط بین روانشناس و فرد مراجع است که طی آن به بررسی درباره وی می پردازیم و تدابیری را برای تسهیل و ایجاد تداوم در قدرتهای بیانی او می اندیشیم. گرچه جلب اعتماد مراجع، تقویت امیدواری و ایجاد این برداشت که ما قادر به ارائه کمک های لازم هستیم، همکاری او را تا حدودی تضمین می کند، معهذا رعایت نکات زیر در از میان برداشتن خطوط دفاعی مصاحبه شونده تاکید و توصیه می شود(دانشمند، 1357).

1-    اجتناب از اظهار تعجب درباره گفته های بیمار.

2-    خودداری از اظهار علاقه زیاد نسبت به یک موضوع.

3-    خودداری از قضاوت های اخلاقی و ارزشی.

4-    اجتناب از ایفای نقش مجازات کننده.

5-    خودداری از انتقاد از وی.

6-    پرهیز از قول دادن بیجا.

7-    خودداری مصاحبه گر از سخن گفتن درباره خود.

8-    اجتناب از تهدید کردن مراجع.

9-    اجتناب از اشاره به مسائل و مشکلات خود.

10-خودداری از نشان دادن بی صبری و ناشکیبایی.

11-خودداری از بحث های سیاسی و مذهبی.

12- اجتناب از تمسخر مراجع.

13-اجتناب از تحقیر مراجع.

14-خودداری از سرزنش مراجع به خاطر شکستها و کمبودهایش.

15- اجتناب از تفسیر زودرس و تجزیه و تحلیل عمقی.

16-خودداری از تفسیر و تعبیر خواب.

17- اجتناب از بررسی خاطرات و تجربیات ناگوار تا هنگامی که مقاومت وجود دارد.

18-خود داری از تمجید ظاهر و آرایش مراجع.

19-اجتناب از اطمینان دادن به مراجع.

20- احترام به حقوق مراجع در اظهار عقاید و افکارش.

21-تکرار منظور و هدف مصاحبه.

22-خودداری از اعلام تشخیص.

23- اجتناب از پرسش درباره مسائلی که وی نسبت به آنها حساسیت دارد.

24- انجام مصاحبه چهره به چهره در جلسات اول.

25- اجتناب از حرف زدن زیاد.

26-خود داری از بلند حرف زدن.

27-خود داری از پند و اندرز.

 اشتباهات مصاحبه و راه حل آنها

در مصاحبه نیز روانشناس با مشکلاتی مواجه است که از اعتبار مصاحبه به عنوان یک وسیله ارزشیابی و تشخیص می کاهد. این مشکلات ناشی از اشتباهاتی هستند که معلول فرایند مصاحبه، مصاحبه شونده و مصاحبه گر می باشند.

اشتباهات ناشی از فرایند مصاحبه را می توان معلول شبکه بغرنج و بسیار پیچیده کنشهایی دانست که در روابط چهره به چهره بین مصاحبه گر و مصاحبه شونده صورت می گیرد(ببی، 1384).

موقعیتی که در آن مصاحبه صورت می گیرد نیز ممکن است خطاهایی را موجب گردد. راه حلی که برای این مشکل پیشنهاد شده است تکرار هرچه بیشتر مصاحبه با فرد مورد نظر می باشد.

اشتباه دوم ناشی از ترس ها و دلهره های مصاحبه شونده و نقش هایی است که ایفای آن از وی انتظار می رود. سازمان بخشی دقیق مصاحبه و پیش بینی این نقشها تا حدودی از بروز این اشتباه می کاهد.

اشتباه و مشکل دیگر ناشی از خود مصاحبه گر است که بیشتر معلول ویژگیهای شخصی مصاحبه گر، اشتباه در یادداشت کردن جریان مطالعه، استناط غلط، نداشتن آموزش کافی و مکتبی که مصاحبه گر از آن پیروی دارد می باشد(رفیع پور،1360).

میزان کردن جریان مصاحبه و آموزش دقیق مصاحبه گران تا حدودی از این مشکل می کاهد. در انتها به معرفی یکی از  پرسش نامه هایی که در مصاحبه تشخیصی ساختار یافته در مورد کودکان بیشترین کاربرد را دارند می پردازیم.

جدول مصاحبه تشخیصی برای کودکان (DISC)

ساخت و محتوا

DISC (شافر و دیگران، 1991) شامل 231 پرسش اصلی و 1186 پرسش متناسب با پاسخ های مصاحبه شوندگان است و دو فرم موازی دارد؛ فرم کودکان (DISC-c) که برای افراد 9 تا 17 سال و فرم والدین (DISC-P) که برای افراد 6 تا 17 سال طراحی شده اند. در سالهای بعد فرم معلم (DISC-T) آن نیز با توجه به ملاک های DSM-IV طراحی شده است (فریک و دیگران، 1994). در این فرمها خود کودکان، والدین و معلمان آنها رفتار کودکان را توصیف می کنند.

اعتبار

ویژگی های روانسنجی DISC از سوی پیاسن تینی و دیگران (1993) ، شواب – استون و دیگران (1993)، شافر و دیگران (1993) با استفاده از گروهی مشتمل بر 75 نفر بررسی شده است. ضریب آلفای کرونباخ در مقیاسهای مختلف بین 56/0 تا 88/0 گزارش شده است.

  روایی

پیاسن تینی و دیگران (1993) رابطه میان تشخیص مبتنی بر DISC و تشخیص متخصصان بالینی را که شاخصی از روایی است، بررسی کردند. در کل میزان توافق میان داده های حاصل از دو روش یاد شده در فرم والدین DISC متوسط (50/0) و درفرم کودکان DISC پایین (34/0) و میزان توافق کل نیز 41/0 گزارش شده است.

مصاحبه ها را به چند طریق دیگر نیز می توان دسته بندی کرد:

مصاحبه فردى

در مصاحبه‌هاى فردي، هدف، بيشتر کسب آگاهى و شناساندن افراد (خبرساز يا عارى و غيرمعروف)، عقايد، افکار و نظرهاى آنان در زمينه‌هاى سياسي، فرهنگي، مذهبي، اجتماعي، علمى ... است. تفاوت اين نوع مصاحبه با نوشتن بيوگرافى (شرح حال) در اين است که بيوگرافى در مورد شخص نوشته مى‌شود (کى و کجا متولد شده، تحصيلات او در چه پايه است، چه کارهائى انجام داده و در چه سمت‌هائى خدمت کره است، تأليفات او چه بوده و...) درحالى‌که در مصاحبه فردى شخص در مورد خويش سخن مى‌گويد. اين‌گونه مصاحبه را مى‌توان با هر فردى از افراد جامعه انجام داد ولى بايد به اين نکات توجه داشت.        

۱. فرد به‌خاطر شخصيت خود در جامعه معروف است (بُعد شهرت) و کارها و گفته‌هاى او ارزش ويژه دارد.

۲. فرد مشهور نيست، اما عملى که انجام داده يا مى‌دهد يا در جايگاهى که فعلاً قرار دارد، مورد توجه قرار گرفته است. مثلاً اختراع يا اکتشافى کرده، در جبهه جنگ شهامت ويژه‌اى از خود نشان داده، پرستار فداکارى بوده و کارهائى از اين قبيل ...    

در تهيه ”مصاحبه فردي“ بايد به اين نکات توجه کرد:     

۱. برخلاف مصاحبه خبرى که توصيف محيط مصاحبه و حرکات مصاحبه شونده ضرورى نيست، در تنظيم مصاحبه فردى چه با افراد معروف و چه افراد عادى اين کار ضرورى است.    

۲. ذکر تکيه‌کلام مصاحبه شونده يا عبارت‌هائى که او در مصاحبه زياد تکرار مى‌کند، در مصاحبه خبرى ضرورى نيست، درحالى‌که در مصاحبه فردى در اکثر مواقع لازم است، زيرا اين‌گونه مطالب ويژگى‌هاى فردى شخص را نمايان مى‌کند، اما بايد توجه داشت که بيان اين‌گونه مطالب نبايد موضوع اصلى مصاحبه را تحت‌الشعاع قرار دهد.

۳. به‌طورکلى در مصاحبه، اشتباه‌هاى مصاحبه شونده از لحاظ دستور زبان مى‌يابد تصحيح شود. فراموش نشود که در مصاحبه فردي، هدف اصلى شناساندن طرز فکر، عقيده و نظر مصاحبه شونده است و در مصاحبه خبرى ارائه اطلاعات جديد در مورد يک رويداد.          

مصاحبه گروهى (جمعی)

در مصاحبه گروهى (جمعي)، آگاهى از عقايد، افکار و نظر تعداد زيادى از افراد جامعه مورد توجه و نظر است و خبرنگار، اطلاعات خود را از چندين نفر به‌دست مى‌آورد. معمولاً موضوع مصاحبه گروهى مطالبى در رابطه با وقايع جارى است که مستقيماً به مردم مربوط مى‌شود. تفاوت مصاحبه گروهى با مصاحبه خبرى در اين است که مصاحبه شونده شخص مسئولى نيست، بلکه فردى است که صرفاً نظر خود را بيان مى‌کند. مصاحبه گروهى تحت‌عنوان نظرخواهى نيز صورت مى‌گيرد. فرض کنيد دولت مى‌خواهد درباره پذيرش دانشجو در دانشگاه‌ها تصميم بگيرد که شرط ورود به دانشگاه را ميزان معدل سال آخر دبيرستان تعيين کند. خبرنگاران روزنامه در سطح شهر نظر گروهى از دانش‌آموزان را درباره اين تصميم جويا مى‌شوند و نظرات آنان را کسب مى‌کنند و به چاپ مى‌رسانند، اين نوع نظرخواهى‌ها، گاه يک تصميم را مسجل و برخى اوقات تغيير مى‌دهد.          

در تهيه مصاحبه گروهى بايد به نکات زير توجه داشت:   

۱. گرچه يافتن افراد براى مصاحبه گروهى کار مشکلى نيست، ولى بايد توجه داشت که انتخاب افراد بايد با موضوع مصاحبه منطبق باشد، مثلاً اگر موضوع مصاحبه در زمينه مسائل کارگرى است، مصاحبه شوندگان را بايد از ميان کارگران کارخانه‌ها انتخاب کرد و نه مردم کوچه و بازار.     

۲. تعداد مصاحبه شوندگان اندازه معينى ندارد، در اکثر موارد تعدادى بين ۱۰ تا ۲۰ نفر کافى است ولى بايد توجه داشت که اين‌گونه مصاحبه‌ها را هيچ‌گاه نمى‌توان به‌عنوان يک تحقيق علمى تلقى کرد مگر تعداد و روش انتخاب افراد با اصول آمار و رو‌ش‌هاى سنجش افکار منطبق باشد. اگر هدف تنها ارائه تصويرى از نظرها و افکار افراد محدود و معينى از جامعه باشد، مصاحبه گروهى براى اين منظور مناسب است. بنابراين در مصاحبه گروهى نبايد اطلاعات جمع‌آورى شده را به کل جامعه و حتى به گروه خاص تعميم داد. از اين‌رو، به‌جاى اينکه نوشته شود ”کارگران کارخانه‌ها معتقد هستند که...“ بايد نوشت: ”اکثر کارگرانى که در اين مصاحبه شرکت داشتند، معتقد هستند که...“.       

۳. در اين‌گونه مصاحبه‌ها بايد توجه داشت براى اينکه بتوان پاسخ‌ها را با يکديگر ترکيب کرد، براى همه مصاحبه شوندگان بايد سؤال يکسان باشد. اگر در زمينه يک موضوع سؤال‌ها به گونه‌هاى مختلف طرح شود، ترکيب يا تجزيه و تحليل پاسخ‌ها امکان‌پذير نخواهد بود.     

پرسش بايد ساده و روشن طرح شود تا مصاحبه شوند بتواند مفهوم مطلب را به‌سرعت دريابد. بنابراين نبايد پرسش‌هاى طولانى و پيچيده را در مصاحبه گروهى مطرح کرد. همچنين پرسش‌هاى نبايد ”جهت‌دار“ باشد، زيرا در چنين مواردي، پاسخ‌ها حاوى تأثير مصاحبه‌کننده بر روى مصاحبه شونده خواهد بود.

مصاحبه شفاهى (حضورى)

در مصاحبه‌هاى حضورى يا مصاحبه‌هائى که به‌وسيله تلفن صورت مى‌گيرد، رکن اصلى مصاحبه‌کننده است. مصاحبه‌کننده بايد علاوه بر تسلط بر تکنيک‌هاى مصاحبه، آگاهى‌هاى عمومى گسترده‌اى داشته باشد، اين آگاهى‌ها در حد تخصص‌هاى روزنامه‌نگارى است. يک مصاحبه‌کننده بايد از علوم مختلف به‌ويژه جامعه‌شناسى و روانشناسي، شناخت کافى داشته باشد.  

شناخت سريع مخاطب و حالات روحى او، مهم‌ترين ابزار دست مصاحبه‌کننده است، چون به هر حال يک رابطه متقابل بين مصاحبه‌کننده و مصاحبه‌شونده به‌وجود مى‌آيد و کسى که قادر است اين ارتباط را حفظ کند و مانع از گسستن آن شود، مصاحبه‌کننده است. با اولين نگاه بايد حالت‌هاى مصاحبه‌شونده ارزيابى شود و با نخستين سؤال اين ادراک کامل شود و در عين حال مصاحبه‌کننده بايد هميشه چند سؤال پى‌درپى در حافظه خود آماده عرضه داشته باشد.  

مصاحبه کتبى (غیر حضوری)

عده‌اى از مصاحبه‌شونده‌ها ترجيح مى‌دهند جواب سؤال‌هائى را به‌صورت کتبى بدهند، زيرا هم تسلط بيشترى پيدا مى‌کنند و هم فرصت کافى براى پاسخ دادن در اختيار دارند. در چنين موردى خبرنگار سؤال‌ها را به‌صورت کتبى به مصاحبه‌شوندده ارائه مى‌دهد و مصاحبه‌شونده نيز پاسخ سؤال‌ها را به‌صورت کتبى مى‌دهد. اگر پاسخ به سؤال‌هاى ”پرسشنامه‌“ها را نيز در زمره مصاحبه‌هاى کتبى بدانيم، معمولاً اين نوع مصاحبه‌ها براى کارهاى تحقيقى مورد استفاده قرار مى‌‌گيرد. مصاحبه کتبى کمتر جنبه خبرى پيدا مى‌کند و از عمده‌ترين کاستى آن نيز عدم حضور خبرنگار است و اين احتمال همواره وجود دارد که مصاحبه‌شونده به سؤال يا سؤال‌هائى پاسخ ندهد.

مصاحبه هدايت‌شده

مصاحبه هدايت‌شده (Directive Interview)، مصاحبه‌اى را گويند که اختيار طرح پرسش‌ها و کنترل جريان مصاحبه در دست مصاحبه‌گر (مصاحبه‌کننده) باشد. مصاحبه‌‌کننده پرسش‌هاى مشخص (Specific Question)، مطرح مى‌کند و جواب‌هاى مشخص هم از مصاحبه‌شونده مى‌خواهد، به‌عبارت ديگر در مصاحبه هدايت‌شده موضوع مصاحبه از قبل تعيين شده و مورد موافقت طرفين قرار گرفته است.         

يکى از کاستى‌هاى مصاحبه کاملاً هدايت شده در اين است که مصاحبه‌شونده تحت تأثير نفوذ مصاحبه‌کننده قرار مى‌گيرد. سؤال‌هائى که مطرح مى‌شود، جهت جواب را تعيين مى‌کند و امکان دارد، اطلاعات لازم در مورد موضوع مصاحبه ابراز نشود. همچنين، سؤال‌هاى مشخص ممکن است، سبب رنجش مصاحبه‌شونده شود. اگر از همان ابتداى مصاحبه، سؤال‌هاى دقيق و مشخص طرح شود، اين امکان وجود دارد که مصاحبه‌شونده از پاسخ به پرسش‌هاى مهمى که در پيش است اجتناب ورزد.  

ارزيابى رفتار و حرکات (ارتباط غيرکلامي) مصاحبه‌شونده ضرورى است، زيرا خبرنگار ممکن است بتواند ميزان تمايل يا عدم تمايل مصاحبه شونده را نسبت به مصاحبه تعيين کند. اگر مصاحبه‌شونده نسبت به موضوع مصاحبه و مصاحبه‌کننده نظر موافق داشته باشد، مى‌توان حدس زد که مصاحبه با موفقيت به انجام خواهد رسيد. در هر صورت اولين قسمت مصاحبه هميشه مشکل‌ترين مرحله است. اگر احساس شود که مصاحبه‌شونده مايل به همکارى در تهيه مصاحبه است، مى‌توان پرسش‌هاى مشخص را از همان ابتدا مطرح کرد، اما برعکس، اگر حس شود که او حالت دفاعى به خود گرفته است، بهتر است که مصاحبه را با سؤال‌هاى ”آسان“ يا در واقع پرسش‌هائى که پاسخ به آن راحت است، شروع کرد و سؤال‌هاى مهمتر را به مراحل بعدى مصاحبه موکول کرد.    

مزاياى مصاحبه هدايت شده اين است که چون مصاحبه با پرسش‌هاى مشخص و دقيق صورت مى‌گيرد، کارآئى و سرعت بيشترى نيز با خود همراه دارد. خبرنگار، هدايت مصاحبه را برعهده دارد و بنابراين مى‌تواند جهت مصاحبه را تعيين کند و اطلاعات لازم را به‌دست آورد.   

مصاحبه هدايت ‌نشده

مصاحبه هدايت‌نشده (Nondirective Interview)، مصاحبه‌اى را گويند که موضوع و پرسش‌ها قبلاً تعيين نشده باشد و کنترل جريان مصاحبه در دست مصاحبه شونده باشد، اين نوع مصاحبه مانند يک گفتگوى دوطرفه است، از اين‌رو به مصاحبه هدايت‌نشده، مصاحبه آزاد هم مى‌گويند.  

کاستى مهم مصاحبه هدايت‌نشده اين است که براى تهيه و تنظيم آن احتياج به صرف وقت زيادى است. خبرنگارى که موظف است در روز چند خبر تهيه کند نمى‌تواند وقت خود را براى موضوع‌هائى که ارتباطى به موضوع اصلى مصاحبه ندارد، صرف کند.  

در مصاحبه هدايت نشده، کنترل مصاحبه در دست کسى است که معمولاً نبايد باشد. خبرنگارى که تماماً متکى به روش هدايت نشده است در مواردى که احتياج است جهت جريان مصاحبه را تعيين کند، اختيار ناچيزى از خود دارد. امکان خارج شدن از موضوع و طرح مسائل غيرضرور در مصاحبه هدايت‌نشده بسيار است.      

از مزاياى مصاحبه هدايت نشده اين است که مصاحبه از حالت رسمى خارج شده و مصاحبه‌شونده به اختيار خود مى‌تواند به پرسش‌ها پاسخ گويد، بنابراين مصاحبه‌شونده کمتر زير نفوذ خبرنگار قرار مى‌گيرد.

ترکيب روش هدايت شده و آزاد

خبرنگاران به‌ندرت از يکى از دو روش مصاحبه هدايت شده (بسته) يا هدايت‌نشده (آزاد) استفاده مى‌کنند. بهترين روش اين است که هر دو حالت با يکديگر ترکيب شود و مصاحبه به‌صورت ترکيبى از هر دو نوع باشد، يعنى خبرنگار هم سؤال‌هاى مشخص و دقيق و هم پرسش‌هاى کلى (Broad Questions)، و عمومى را در نظر داشته باشد و بپرسد. بهتر است مصاحبه را با پرسش‌هاى کلى و بدون جهت آغازکرد تا مصاحبه‌شونده با آرامش خاطر، مصاحبه را شروع کند. طرح چنين سؤال‌هائى حتى ممکن است طرح موضوع جديدى را در مصاحبه پيش آورد که نه فقط خبرنگار سؤالى در مورد آن مطرح نکرده، بلکه قبل از مصاحبه هم پيش‌بينى نکرده است.    

پس از طرح کردن سؤال يا سؤال‌هاى کلى اوليه، خبرنگار مى‌تواند پرسش‌هاى دقيق و مشخص خود را براى رفع ابهام‌ها طرح کند. بايد توجه داشت که نحوه سؤال به‌صورت کلى يا مشخص، علاوه بر ارتباطى که به نحوه جريان اداره مصاحبه دارد، به نوع مصاحبه هم مربوط است. در مصاحبه خبرى و مصاحبه گروهى (جمعي) مناسب است خبرنگار مصاحبه را به‌صورت هدايت شده اداره کند، پرسش‌هاى مشخص بپرسد و کنترل جريان مصاحبه را در دست بگيرد. در مصاحبه فردي، هنگامى که خبرنگار مى‌خواهد به مصاحبه‌شونده اجازه دهد تا عقايد، نظرات و مطالب جديد و جالب توجه خود را بيان دارد مصاحبه هدايت‌نشده يا آزاد با طرح کردن سؤال‌هاى کلى و عمومى مناسب‌تر است.

مصاحبه نیمه ساختارمند

برخلاف مصاحبه کاملا ساختارمند که سوالات کاملا مشخص هستند ، در مصاحبه نیمه ساختارمند ما شاهد انعطاف در مصاحبه هستیم. در این نوع مصاحبه، سوالات باتوجه به نوع گفتگوهایی که بین طرفین صورت می گیرد، ممکن است دستخوش تغییراتی شوند.

در این نوع مصاحبه، بهتر است از راهنمای مصاحبه که عبارت از "یک دسته بندی غیررسمی از موضوعات و سوالاتی که مصاحبه کننده می تواند به شیوه های مختلف از مصاحبه شوندگان مختلف بپرسد" است، استفاده کنیم.(لیندلف و تیلور،2002).

این راهنماهای مصاحبه به مصاحبه کنندگان کمک می کنند که بدون اعمال محدودیت در سوالات و موضوعات در یک فرمت خاص،  تمرکز خود را بر آنها حفظ کنند. این آزادی به مصاحبه کنندگان کمک می کند که سوالات خود را باتوجه به بافت و موقعیت مصاحبه و هریک از مصاحبه کنندگان تنظیم کنند(لیندلف و تیلور،2002).

مصاحبه عمقى

مصاحبه عمقى (In-Depth Interview)، در واقع يک گفتگوى دوطرفه است. از يک‌سو روزنامه‌نگار متخصص و صاحب‌نظر و از سوى ديگر صاحب يا صاحبان انديشه و تخصص و نظر در زمينه‌هاى سياست، اقتصاد، ادب و فرهنگ، هنر و... به‌عنوان مصاحبه‌شونده يا مصاحبه‌شوندگان. دايره موضوع مورد گفتگو در مصاحبه عمقى هرچه محدودتر باشد به‌سمت تخصصى شدن پيش مى‌رود.          

فرض کنيد يک روزنامه‌نگار متخصص در امور سينما با کارگرانى گفتگوئى در مورد صرفاً سينما به‌عمل آورد. موضوع سينما يک موضوع تخصصى است و بحث حول محورهاى فني، تکنيکى و پيام سينمائى دور مى‌زند. چنين گفتگوئى دوطرفه شکل يک مصاحبه عمقى مى‌گيرد. با اين حال مى‌توان گفت از اين هم تخصصى‌تر مى‌توان برخورد کرد. مثلاً گفتگوى يک روزنامه‌نگار متخصص با يک صاحب‌‌نظر در امور سينما صرفاً در مورد سينماى سياسي، کمدى يا موزيکال و...   

بدين ترتيب دايره بحث محدودتر و عمق گفتگو بيشتر شده است. در مورد هر يک از زمينه‌هاى سياسي، اقتصادي، فرهنگى و هنرى مى‌توان با افراد صاحب‌نظر اقدام به انجام يک مصاحبه عمقى کرد.   

پرسش و پاسخ در مصاحبه‌هاى عمقى با ديگر انواع مصاحبه‌ها تفاوت اساسى دارد. روزنامه‌نگار متخصص يک پرسشگر صرف نيست، خود صاحب‌نظرى است که با اداره مصاحبه، نظرات مصاحبه‌شونده متخصص را مورد تجزيه و تحليل قرار مى‌دهد. سؤال‌ها فقط براى شکافتن موضوع مورد بحث است. به همين دليل مصاحبه عمقى به يک مباحثه شبيه مى‌شود چرا که الزاماً نظرات روزنامه‌نگار متخصص با مصاحبه‌شونده يکسان نيست. اگر نگوئيم هميشه، اما در بيشتر مصاحبه‌هاى عمقى همسان نبودن نظرات روزنامه‌نگار با مصاحبه‌شونده، پديده‌اى است که در اين نوع مصاحبه‌ها به کرات پيش مى‌آيد و همين نکته است که مصاحبه‌هاى عمقى را خواندنى و جالب توجه مى‌کند.

روزنامه‌نگار در ابتدا موضوع مصاحبه را براى خواننده روشن مى‌کند و با معرفى مصاحبه‌شونده چگونگى انجام مصاحبه را تشريح مى‌نمايد پرسش‌ها در اين نوع مصاحبه‌ها تلفيقى از سؤال‌هاى ساده و يک‌وجهى توأم با پرسش‌هاى مرکب (چند سؤالي) است.          

 

مصاحبه گسترده (در سطح)

مصاحبه گسترده در سطح به مسائل و موضوع‌هاى مختلف مى‌پردازد و عمق مطالب را مورد توجه قرار نمى‌دهد. سؤالات کوتاه و درنتيجه پاسخ‌ها نيز کوتاه خواهد بود و گاه مصاحبه‌شونده با ”بلى و خير“ مى‌تواند به پرسش‌ها پاسخ گويد.  

در اين نوع مصاحبه ميزان سواد، دانش، آگاهى و تخصص موردنظر نيست و به همين دليل موضوع‌هاى مختلفي، آن هم در سطح مورد سؤال قرار مى‌گيرد. مصاحبه‌شونده ممکن است يک رئيس‌جمهور، يک پزشک، يک راننده تاکسى يا يک فروشنده کالا باشد. در اين نوع مصاحبه‌ها که پرسش‌ها و پاسخ‌ها ساده است، هدف کسب اطلاعات و اخبار بدون ريشه‌يابى موضوع يا معرفى افراد از نظر زندگي، نوع برخورد بامسائل مختلف جامعه و چگونگى کسب و کار وى است. در مصاحبه گسترده ممکن است پرسش‌ها از دانستن اسم، شغل، محل زندگي، چگونگى گذراندن اوقات فراغت، ”آيا به سينما مى‌رويد؟“، ”چه فيلم‌هائى را دوست داريد؟“ و... تجاوز نکند، اما در عين حال‌گيرائى اين نوع مصاحبه به چگونگى پرداخت و ترکيب و رديف سؤال‌ها و پاسخ‌هائى که خبرنگار دريافت مى‌کند و پيامى که در خلال آن قرار است به مخاطبين داده شود، بستگى پيدا مى‌کند.

مصاحبه خبرى

در مصاحبه خبرى (Interviewer)، هدف مصاحبه‌گر، کسب اطلاعات دقيق و مشخص از منبع خبر جهت روشن شدن موضوع يا موضوع‌هاى خبرى روز است. در اين نوع مصاحبه، مطالب تنظيم شده حاوى اطلاعات جديدى است که قبلاً انتشار يافته است. فرض کنيد دولت اعلام مى‌کند که تعدادى کارشناس ايرانى را براى همکارى با دولت کويت به آن کشور اعزام خواهد کرد تا در زمينه اکتشاف و بهره‌بردارى از منابع نفت با متخصصان کويتى همکارى کند. خبر اين موضوع در روزنامه منتشر مى‌شود، اما چندين سؤال باقى است که براى يافتن پاسخ آنها، نياز است مقامات مسئول (در اينجا وزير نفت) توضيح دهد. مثلاً:

- آيا ايران در کار اکتشاف و بهره‌بردارى منابع نفت در آن کشور سرمايه‌گذارى هم مى‌کند؟

- همکارى دو کشور به چه صورت و تا چه حد خواهد بود؟      

- چه تعداد کارشناس ايرانى به کويت خواهند رفت و مدت همکارى دو کشور چه مدت خواهد بود؟        

و پرسش‌هائى از اين قبيل ... که براى دريافت پاسخ به آنها خبرنگار بايد با مقامات مسئول کشور مصاحبه کند.        

مثال:   

تهران - گروه خبر:      

در پى خارج شدن قطار مسافربرى تهران-مشهد از خط، مسئول خطوط راه‌آهن، فرسودگى ريل‌ها را عامل اين حادثه ذکر کرد. قطار مسافربرى تهران-مشهد ديروز بعدازظهر در منطقه سمنان از خط خارج شد و ۱۸ مسافر مجروح شدند.          

در پى اين حادثه (نام و نام خانوادگي) مسئول خطوط راه‌آهن در مصاحبه‌اى گفت: هم‌اکنون مأموران مشغول مرمت ريل‌ها هستند.          

وى گفت: اين دومين حادثه طى امسال در اين مسير است و به همين دليل قرار شد تا پايان سال کليه ريل‌هاى فرسوده و مرمت يا تعويض شود.   

مسئول خطوط راه‌آهن افزود: همه مجروحان حادثه ديروز به‌طور سرپائى مداوا شدند و با اعزام يک قطار ويژه به مسير خود ادامه دادند.  

مصاحبه تفسيرى

پس از وقوع هر خبرى براى روشن شدن جزئيات رويداد اقدام به مصاحبه خبرى مى‌شود تا اطلاعات تازه به آگاهى خوانندگان برسد، همگام با اين نوع مصاحبه، مصاحبه تفسيرى (Commentary Interview)، نيز صورت مى‌‌گيرد که مصاحبه شونده در مورد انگيزه وقوع رويداد، نظر خود را بيان مى‌کند. مصاحبه شوندگان در اين نوع از مصاحبه داراى ديدگاهى هستند که گاه به خبر اعتبار مى‌بخشند و آن را توجيه مى‌کنند و گاه ممکن است نظر آنان مغاير خبر اعلام شده باشد. در هر حال مصاحبه‌هاى تفسيرى جايگاه ويژه‌اى در روزنامه‌ها و ساير رسانه‌هاى خبرى دارند. مثلاً در مورد خبرى که در بررسى مصاحبه خبرى گفته شد، خبرنگار براى کسب نظر برخى افراد که صاحب‌نظر شناخته مى‌شوند، مصاحبه‌اى ترتيب مى‌‌دهد تا از ديدگاه آنان درباره تصميم دولت در مورد اعزام کارشناس به کشور کويت، خوانندگان خود را مطلع کند. ممکن است اين شخص نظر مساعد نسبت به اعزام کارشناسان ايرانى داشته باشد و آن را به‌نفع کشور بداند يا برعکس اين اقدام را مغاير منافع و مصالح ملى تشخيص بدهد. به‌هر حال اين يک نظر شخصى است و انتخاب چنين افرادى ارتباط مستقيم با مشى روزنامه دارد.     

مثال: ناآرامى‌ها در جاکارتا (اندونزي) زمانى آغاز شد که سربازان به ساختمان مقر حزب اپوزيسيون (حزب دموکراتيک) به رهبرى خانم ”مگاواتى سوکارنو پونزه“ دختر احمد سوکارنو رئيس‌جمهور پيشين اندونزى حمله‌ور شدند و با ضرب و جرح طرفداران وي، نزديک به ۲۰۰ نفر از آنان را دستگير کردند.       

در سال ۱۹۹۳ حزب دموکراتيک ”پي.دي.آي“ خانم مگاواتى سوکارنو را به رهبرى خود برگزيد. ظرف سه‌سال گذشته بر محبوبيت خانم سوکارنو به ميزان قابل توجهى افزوده شد.   

سوهارتو از افزايش محبوبيت دختر سوکارنو به وحشت افتاد و سرانجام دو ماده پيش با تحريک و کمک يک گروه انشعابى از حزب دموکراتيک، وى را از رهبرى حزب کنار گذاشت. بحران رهبرى در حزب به خيابان جاکارتا کشيده شد و دولت نگران حکومت ۳۰ ساله ژنرال شد.     

خانم ”کامل بوجاجيو“ از گروه حمايت از حقوق بشر در اندونزى که مقر آن در لندن است، در مصاحبه‌اى با شبکه خبرى بي.بي.سى اوضاع کنونى اندونزى را چنين ارزيابى مى‌کند:          

- آيا فکر مى‌کنيد که اعتراض‌هاى مردمى به بهانه حمايت از خانم سوکارنو، در نهايت خطرى براى دولت سوهارتو فراهم خواهد آورد؟  

کارمل بوجاجيو: بله، اين امکان وجود دارد. سوهارتو در موقعيت دشوارى قرار گرفته است و اگر با طرفدارن دموکراسى سازش کند، حکومت خودکامه ۳۰ ساله خود را به خطر خواهد انداخت. در صورت نشان دادن خشونت نيز او فقط عصبانيت مردم را افزايش خواهد داد و آنان را وادار به نشان دادن اعتراض بيشتر خواهد کرد.         

- آيا فراهم کردن وسايل برکنارى خانم سوکارنو از رهبرى حزب دموکراتيک، به ضرر ژنرال سوهارتو تمام نشده است؟       

کارمل بوجاجيو: بله، همين‌طور است. در پى برکنارى خانم سوکارنو، محبوبيت او به اوج رسيده است. نه تنها در جاکارتا، بلکه در بسيارى از شهرهاى کوچکتر مردم به او به‌صورت يک رهبر اوپوزيسيون و طرفدار آزادى مى‌نگرند. در واقع سوهارتو با اشتباهى که مرتکب شد، از دختر سوکارنو يک قهرمان ساخت.         

- ولى مثل اينکه جداى از ۳۰۰۰ نفرى که به طرفدارى از خانم سوکارنو دست به تظاهرات زدند، عده زيادى از مردم کوچه و بازار فقط نظاره‌گر اوضاع بودند؟      

کارمل بوجاجيو: رقمى که من دارم، بيشتر از ۳۰۰۰ نفر است.       

فراموش نکنيد که مردم با دست خالى نمى‌توانند به مقابله با سربازان به‌شدت مسلح بپردازند. ارتش فقط به ماشين‌هاى آبپاش و باتون پليس ضد شورش اکتفاء نکرد، بلکه در روزهاى آخر تظاهرات، حتى تانک‌هاى خود را در خيابان‌ها مستقر کرد. مردم از نمايش قدرت ارتش به وحشت افتادند.  

- آيا سوهارتو از قدرت لازم براى سرکوب آزادى‌خواهان برخوردار است؟

کارمل بوجاجيو: او مطمئن نيست که از حمايت بى‌چون و چراى ارتش برخوردار است يا نه. اين به‌‌صورت يک علامت سؤال بزرگ براى او درآمده است. فرماندهان بلندپايه ارتش از او حمايت مى‌کنند، اما معلوم نيست که افسران جزء و يا سربازان ارتش هم از او اطاعت خواهند کرد يا نه. خبرهاى پشت پرده حاکى از نارضايتى برخى افسران پليس و نيروى هوائى از نحوه برخورد خشن ژنرال با دختر سوکارنو است.

کنفرانس مطبوعاتی(خبری)

يکى از راه‌هاى اطلاع‌رسانى به‌واسطه مطبوعات يا به‌طورکلى رسانه‌هاى خبرى به مردم کنفرانس مطبوعاتى (Press Conference)، است. مسئولان براى آگاه کردن مردم از تصميم‌هاى تازه، فعاليت‌ها و اعلام مواضع با دعوت از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران رسانه‌هاى خبري، اقدام به تشکيل کنفرانس مطبوعاتى مى‌کنند.        

در اين گردهمائى‌ها، مسئول دعوت‌کننده ابتدا هدف خود را از اين تجمع بيان مى‌دارد و به تشريح نکات موردنظر مى‌پردازد و سپس به خبرنگاران فرصت ارائه پرسش‌ها داده مى‌شود. کنفرانس‌هاى مطبوعاتى ممکن است حول يک موضوع واحد يا موضوع‌‌هاى مختلف باشد.        

نقش پرسش‌ها در کنفرانس مطبوعاتى بسيار مهم است. سؤال سنجيده، پخته و روشن ارتباط با مصاحبه‌شونده را تا حدى برقرار مى‌کند. سؤال بايد طورى مطرح شود که ضمن وضوح کامل، مصاحبه‌شونده را از طفره رفتن باز دارد. بدين ترتيب طرح پرسش‌هاى مرکب بهترين نوع سؤال در کنفرانس‌هاى مطبوعاتى است. زيرا معمولاً خبرنگار در چنين مصاحبه‌هائى فرصت طرح چند سؤال را ندارد و چند سؤال پى‌درپى ممکن است سبب اعتراض‌گردانندگان مصاحبه شود.    

هنگام طرح سؤال بايد به چشم مصاحبه‌شونده مستقيماً نگريست و پرسش را با صداى بلند و شمرده باز گفت. با طرح سؤال سنجيده، مخاطب به‌سمت خبرنگار جلب مى‌شود و به همين وسيله ارتباط معقول در حد کنفرانس مطبوعاتى بين مصاحبه‌شونده و مصاحبه‌کننده مى‌شود. ناگفته نمايند مخاطب قرار دادن مصاحبه‌شونده به اسم و عنوان و وضع آراسته خبرنگار در ايجاد اين ارتباط مؤثر است.

مصاحبه بالینی – تشخیصی در روان شناسی


نگاه اجمالی
توانایی اجرای یک مصاحبه بالینی (Clinical Interview) جامع نخستین و اساسی ترین گام در ارزیابی و درمان بیمار است. برای اجرای یک مصاحبه موثر و سلیس ، متخصصان بهداشت روانی باید اصول اساسی و زیر بنایی فرایند را بدانند. بطور کلی مصاحبه دارای چهار بعد و پنج مرحله است. ابعاد مصاحبه شامل رابطه (Rapport) ، تکنیک (Technique)، وضعیت روانی (mental Status) و تشخیص (Diagnosis) است. مراحل مصاحبه نیز شامل سه مرحله کلی شروع و بازگشایی (آماده کردن و غربال مشکل) ، مرحله میانی (شامل پیگیری نظریات اولیه ، اخذ تاریخچه روان پزشکی ، ارائه تشخیص و پسخوراند) و مرحله پایانی (پیش آگهی و تعیین برنامه‌درمانی) است.

ابعاد مصاحبه
رابطه
منظور از رابطه چگونگی برقراری ارتباط بین بیمار و مصاحبه‌گر است. این ویژگی مشترک همه روان‌درمانی‌ها (Psychotherapy) است. در واقع ایجاد یک رابطه درمانی خوب بین درمان گر (مصاحبه‌گر) و بیمار (مراجع) از شرایط مهم برای پیشرفت درمانی است. اگر به هر دلیلی مراجع نسبت به درمان‌گر نگرش منفی پیدا کند، احتمال می‌رود که با حاضر نشدن بیمار در جلسه ، فرایند درمان قبل از موعد مقرر قطع شود، یا پیشرفت درمانی کمی حاصل آید.

تکنیک
منظور از تکنیک شیوه‌هایی است که مصاحبه‌گر (درمان‌گر) استفاده می‌کند، تا رابطه درمانی را ایجاد کند و اطلاعات را کسب نماید. دامنه تکنیک‌ها متفاوت است از سوالات باز تا سوالات بسته از تفسیر تا بازپرسی. این تکنیک‌ها در واقع ابزاری هستند که به مصاحبه‌گر (درمان‌گر) این امکان را می‌دهند تا با هر شخصی به شیوه خودش صحبت کند، و اطلاعات لازم را کسب نماید.

وضعیت روانی
منظور از وضعیت روانی حالت کلی روانی بیمار (مراجع) در زمانی است که با او صحبت می‌شود. آیا پاسخ‌های بیمار واضح هستند یا مبهم؟ بیمار عصبانی است یا خوشحال؟ بدبین است یا اعتماد کننده؟ افکار او چگونه‌اند و…

تشخیص
تشخیص آخرین بعد ، از مصاحبه بالینی است. هر چه مصاحبه‌گر (درمان‌گر) درباره توانایی‌ها ، نقاط ضعف ، ناراحتی‌ها و رنج‌های بیمار (مراجع) بیشتر بداند، بهتر می‌تواند یک تشخیص صحیح و دقیق را مطرح کند. برای این کار مصاحبه‌گر هر چه با تجربه‌تر باشد و هر چه موارد اختلال‌ (Disorders) ، عوامل استرس‌زا و مهارت‌های مقابله‌ای (Coping Skills) بیشتر بداند، بهتر می‌تواند به یک ارزیابی خوب از وضعیت روانی دست بزند و در نهایت یک تشخیص دقیق ارائه دهد.

مراحل مصاحبه
مرحله شروع و بازگشایی
در مرحله اولیه مصاحبه ، مصاحبه‌گر (درمان‌گر) ، بیمار (مراجع) را آماده نموده و رابطه ایجاد می‌کند. در این مرحله باید بیمار برای ورود به مرحله اصلی مصاحبه آماده شود.

مرحله میانی
قسمت اعظم مصاحبه قسمت میانی است. در واقع خود مرحله میانی شامل سه مرحله است که شامل پی‌گیری نظریات اولیه ، اخذ تاریخچه روان پزشکی و ارائه تشخیص و پسخوراند می‌شود. این مرحله بیشترین زمان مصاحبه را به خود اختصاص می‌دهد.

مرحله پایانی
در مرحله پایانی مصاحبه ، بیمار (مراجع) برای اتمام مصاحبه آماده می‌شود. برای این کار از طرح مطالب بسیار هیجان‌انگیز خودداری می‌شود و در کنار آن آنچه از مصاحبه بدست آمده همراه با دورنمایی از آینده بیمار (مراجع) بطور خلاصه در اختیار او گذارده می‌شود (پیش آگهی و تعیین برنامه‌درمانی).

نتیجه گیری
ابعاد و مراحل مصاحبه دو مقوله جدا از هم نیستند، بلکه آنها به هم وابسته و در هم تنیده بوده و با هم بکار می‌روند (جدول پایین). از طرف دیگر تقسیم مصاحبه به مراحل مختلف بدان معنی نیست که یک مصاحبه عینا همین مراحل را طی می‌کند، بلکه در یک مصاحبه این توالی به هم می‌خورد و مراحل پس و پیش می‌شوند. زیرا معمولا این بیمار (مراجع) است که مصاحبه‌گر (درمان‌گر) را هدایت می‌کند. فایده این مرحله‌ بندی در آن است که با پس و پیش شدن مراحل، می‌دانیم به کدام مرحله باز گردیم تا اطلاعات مورد نیاز را بدست آوریم.

مرحله/ بعد رابطه تکنیک وضعیت روانی تشخیص
مرحله اول : آماده کردن راحتی بخشیدن به بیمار ، تعیین حدود ، ابراز همدردی و… سوالات مفید را انتخاب کنید، سوالات باز پاسخ طرح کنید. ظاهر ، عملکرد روانی – حرکتی ، تکلم ، تفکر ، عاطفه و حافظه و… بیمار را ارزیابی کنید. شکایات عمده را طبقه‌بندی کنید. علائم ، شدت ، سیر بیماری و.. ارزیابی کنید.
مرحله دوم : پیگیری نظریات اولیه با بیمار متحد (همدل) باشید. از سوالات باز پاسخ بطرف سوالات بسته پاسخ حرکت کنید. سرعت تفکر ، توانایی‌ها و انحراف از زمینه‌ها را بررسی کنید. برداشت‌های تشخیصی را تایید یا رد کنید.
مرحله سوم : تاریخچه روانپزشکی تخصص ، دقت ، علاقه و رهبری خود را نشان دهید، برای آزمایش تشویق کنید. موضوعات را پیگیری کنید، سرنخ‌ها را تعقیب کنید و بی‌ثباتی را با هم تطبیق دهید. از آزمونهای روانی استفاده کنید، حافظه قضاوت و IQ بیمار را امتحان کنید. سیر بیماری ، تاثیر بر زندگی اجتماعی ، سابقه خانوادگی و پزشکی را بررسی کنید.
مرحله چهارم : تشخیص و پسخوراند. اطمینان حاصل کنید که تشخیص شما را می‌پذیرد. اختلال و راههای درمان را مورد بحث قرار دهید. یافته‌های وضعیت روانی را با بیمار در میان بگذارید. تشخیص‌ها را مشخص کنید (در صورت امکان با استفاده از D.S.M)
مرحله پنجم : پیش‌آگهی و تعیین برنامه درمانی. نقش صاحب قدرت را بخود بگیرید و از بابت همکاری بیمار اطمینان حاصل کنید. در مورد قرارداد درمانی با بیمار صحبت کنید. در مورد بینش ، قضاوت و همکاری با درمان استنباط کنید. پیش‌ آکهی را معلوم کنید. آثار درمان را پیش بینی کنید.

 

منابع:

اخوت، ولی الله و دانشمند، لقمان (1357). ارزشیابی شخصیت. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.

ببی، ارل. روشهای تحقیق در علوم اجتماعی. ترجمه دکتر رضا فاضل، 1384، تهران: سمت.

رفیع پور، فرامرز (1360).  کندوکاوها و پنداشته ها. تهران: شرکت سهامی انتشار.

ژانت. م. زارب. ارزیابی و شناخت – رفتار درمانی نوجوانان، ترجمه دکتر محمد خدایاری فرد و یاسمین عابدینی (1383). انتشارات رشد.

Lindlof and Taylor, 2002 T.R. Lindlof and B.C. Taylor, Qualitative Communication Research Methods (second ed), Sage Publications, Thousand Oaks, CA (2002).

http://articlefa.ir

www.aftab.ir

www.wikipedia.org 

 

http://mohsenazizi.blogfa.com/post-3356.aspxمنبع:

 

 

     اصطلاحات پژوهش‌های روان‌شناسی

روش‌های پژوهشی روان‌شناسی، ممکن است خیلی ساده یا خیلی پیچیده باشند امّا چند عبارت، اصطلاح و مفهوم وجود دارد که تمام دانشجویان روان‌شناسی و کسانی که نتایج این پژوهش‌ها را مطالعه می‌کنند باید بدانند. در زیر، فهرستی از این اصطلاحات مهم، همراه با تعریف خلاصه‌ای از آن‌ها آورده شده است:

1- پژوهش کاربردی (Applied Research)
پژوهش کاربردی، نوعی پژوهش است که بر روی حل مسائل عملی تمرکز دارد. پژوهش کاربردی، به جای تمرکز بر توسعه یا بررسی پرسش‌های نظری، به یافتن راه‌حل‌هایی برای مسایلی که بر زندگی روزمره ما تاثیر می‌گذارند، می‌پردازد.


2- پژوهش بنیادی (Basic Research)
پژوهش بنیادی، نوعی پژوهش است که مستلزم بررسی موضوعات نظری و افزودن آن‌ها به پایگاه دانش علمی می‌باشد. با وجودی که این نوع پژوهش به درک ما از ذهن و رفتار انسان کمک می‌کند امّا لزوماً کمکی به حل فوری مسائل و مشکلات عملی نمی‌کند.


3- مطالعه موردی (Case Study)
مطالعه موردی عبارت است از مطالعه عمیق درباره یک فرد یا یک گروه. در یک مطالعه موردی، تقریباً تمام جنبه‌های زندگی و سابقه فرد (یا گروه) مورد نظر تحلیل می‌گردد تا الگوها و علل رفتار او کشف گردد.


4- پژوهش همبستگی (Correlation Research)
مطالعات همبستگی به منظور جستجو برای یافتن رابطه بین متغیرها صورت می‌گیرد. پژوهش‌های همبستگی به یکی از سه نتیجه زیر می‌رسد: همبستگی مثبت، همبستگی منفی و نبود همبستگی. ضریب همبستگی، معیاری است برای شدّت همبستگی و محدوده آن از 1- تا 1+ است.


5- پژوهش مقطعی (Cross-Sectional Research)
پژوهش مقطعی، نوعی روش پژوهش است که غالباً در روان‌شناسی رشد مورد استفاده قرار می‌گیرد امّا در حوزه‌های دیگری از جمله علوم اجتماعی، آموزش و سایر شاخه‌های علوم نیز به کار گرفته می‌شود.


6- ویژگی‌های خواسته (Demand Characteristic)
این اصطلاح در پژوهش‌های روان‌شناسی برای توصیف نشانه یا سرنخی به کار می‌رود که شرکت کننده را از آنچه که آزمونگر انتظار یافتنش را دارد آگاه می‌سازد.


7- متغیر وابسته (Dependent Variable)
متغیری است که در یک آزمایش مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.


8- آمار توصیفی (Descriptive Statistics)
آمار توصیفی برای توصیف جنبه‌های مختلف داده‌های جمع‌آوری شده در یک آزمایش روان‌شناختی به کار می‌رود.


9- مطالعه دوسرکور (Double-Blind Study)
مطالعه‌ای است که در آن نه شرکت کنندگان و نه آزمونگران نمی‌دانند چه درمانی در مورد کدام بیمار به عمل می‌آید.


10- روش تجربی (Experimental Method)
روش تجربی مستلزم دستکاری یک متغیر برای تشخیص این نکته است که تغییر در یک متغیر باعث تغییر در متغیر دیگر می‌شود یا نه.


11- پدیده هاوتورن (Hawthorne effect)
این اصطلاح به تمایل برخی افراد برای سخت‌تر و بهتر کار کردن به هنگامی که در یک آزمایش شرکت می‌کنند، اشاره دارد. افراد ممکن است به خاطر توجهی که از سوی پژوهشگر دریافت می‌کنند رفتارشان را تغییر دهند.


12- پژوهش طولی (Longitudinal Research)
پژوهش طولی، نوعی روش پژوهش است که برای کشف رابطه بین متغیرهایی که به متغیرهای مختلف زمینه‌ای مربوط نیستند، به کار می‌رود.


13- مشاهده طبیعی (Naturalistic Observation)
نوعی روش پژوهش است که غالباً توسط روان‌شناسان و سایر دانشمندان علوم اجتماعی به کار گرفته می‌شود. این روش مستلزم مشاهده موضوعات در محیط طبیعی‌شان است. این نوع پژوهش غالباً در شرایطی که انجام پژوهش‌های آزمایشگاهی امکان‌پذیر نباشد صورت می‌گیرد.


14- تخصیص تصادفی (Random Assignment)
استفاده از رویه‌های احتمالی در آزمایش‌های روان‌شناسی جهت اطمینان از این که هر شرکت کننده فرصت یکسان و مشابهی برای تخصیص داده شدن به هر گروه دارد.


15- روایی (Reliability) 
روایی یا قابلیت اطمینان به سازگاری یک معیار اشاره می‌کند. یک آزمون هنگامی روا در نظر گرفته می‌شود که در صورت تکرار نتایج تقریباً یکسان و مشابهی به دست دهد. متاسفانه محاسبه دقیق روایی امکان‌پذیر نیست امّا راه‌های مختلفی برای تخمین آن وجود دارد.


16- تکرار (Replication)
این اصطلاح به تکرار یک مطالعه پژوهشی، عموماً در شرایط متفاوت و با موضوعات مختلف، برای تعیین این که یافته‌های مطالعه اولیه قابل تعمیم به شرکت کنندگان و شرایط دیگر می‌باشد یا نه، اشاره دارد.


17- فرسایش گزینشی (Selective Attrition)
در آزمایش‌های روان‌شناسی، احتمال کناره‌گیری برخی افراد از آن آزمایش را توصیف می‌کند. این تمایل می‌تواند اعتبار یک آزمایش روان‌شناختی را مورد تهدید قرار دهد.


18- پایایی (Validity)
ویژگی هر وسیله سنجش یا آزمون در اندازه‌گیری آنچه قرار است اندازه‌گیری شود. یک آزمون باید معتبر(پایا) باشد تا بتوان نتایج آن را به طور دقیق به کار بست و تفسیر کرد.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

منیع: همان

 

تقسیم بندی روشهای تحقیق در علوم رفتاری

پارادایم خردگرایانه با دیدگاه اصالت تحصلی سرو کار دارد. مفروضه این پاراداین این است که واقعیت چیزی است که فرد می تواند به وسیله حواس خود آن را تجزیه کند.این پارادایم بر پایه این اصل استوار است که متغیر های تشکیل دهنده یک فرایند پیچیده را می توان به طور جداگانه از یکدیگر بررسی کرد. از جمله ویژگی های پارادایم خردگرایانه تلخیصی بودن،تکرار پذیر بودن و ابطال پذیری است.

الف) بر اساس پاردایم
۱)ح رویکرد خرد گرایانه: پارادایم خردگرایانه با دیدگاه اصالت تحصلی سرو کار دارد. مفروضه این پاراداین این است که واقعیت چیزی است که فرد می تواند به وسیله حواس خود آن را تجزیه کند.این پارادایم بر پایه این اصل استوار است که متغیر های تشکیل دهنده یک فرایند پیچیده را می توان به طور جداگانه از یکدیگر بررسی کرد. از جمله ویژگی های پارادایم خردگرایانه تلخیصی بودن،تکرار پذیر بودن و ابطال پذیری است.
۲‌) رویکرد طبیعت گرایانه: پارادایم این رویکرد این مفروضه استوار است که واقعیت چیزی نیست که همه افراد به طور یکسان آن را مشاهده کنند و تجربه مشابهب از آن به دست آورند . علاوه بر آن تقسیم یک پدیده به اجزا و مطالعه هر یک از اجزا الزاما ما را به شناخت کامل از آن پدیده نمی رساند و از طرفی هم واقعیت مورد مشاهده و مشاهدگر بر یکدیگر تاثیر می گذارند و همچنین ارزش‌های پژوهشگر به نحوی فرایند پژوهش را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابر این در پارادایم طبیعت گرایانه مفروضه اصلی مورد تاکید آن است که واقعیت مورد مشاهده به تفسیر افراد و ذهنیت آنان بستگی دارد.
ب) بر اساس بعد زمانی:
۱) گذشته نگر: به طور کلی چنانچه دادهای گردآوری شده در رابطه با رویدادهایی باشد که در گذشته رخ داده است طرح تحقیق را می توان گذشته نگر تلقی کرد.
۲) آینده‌نگر: در صورتی که داده ای مورد نیاز پژوهشگر درباره رویدادهایی باشد که پژوهشگر باید رخداد آن ها را طی دستکاری‌هایی نسبت به یک متغیر به وجود آورد و یا به طور کلی متغیر مورد مطالعه چنان باشد که مشاهده آن در آینده میسر باشد در این صورت طرح پژوهشی آینده‌نگرتلقی می شود.
پ) بر اساس گرایش تحقیق:
۱) نتیجه گرا : تحقیقاتی که هدف پژوهشگر صرفا یافتن پاسخ به مساله ای است که هیچ گونه کاربردی بلافاصله بر آن مترتب نمی باشد.
۲) تصمیم گرا : در این نوع تحقیق هدف پژوهشگر یافتن پاسخ مسئله‌ای است که نتیجه آن بلافاصله می تواند در تصمیم گیری مورد استفاده قرار گیرد.
ت) بر اساس هدف تحقیق:
۱) تحقیق بنیادی: هدف اساسی این نوع تحقیقات آزمون نظریه ها ، تبیین روابط بین پدیده ها و افزودن به مجموعه دانش موجود در یک زکینه خاص است . تحقیقات بنیادی ،نظریه ها را بررسی کرده ،آنها را تایید ،تعدیل یا رد می کند . با تبیین روابط میان پدیده ها ،تحقیق بینیادی به کشف قوانین و اصول علمی می پردازد . با این اهداف ، تحقیقات بنیادی درصدد توسعه مجموع دانسته های موجود درباره اصول و قوانین علمی است. این نوع تحقیقات نتیجه گرا بوده و در رابطه با نیازهای تصمیم گیری انجام نمی شودبرای مثال تحول استدلال منطقی نزد کودکان را می توان از نوع تحقیقات بنیادی دانست .(بازرگان-۱۳۸۳)
- تحقیق پایه ای نوعی از تحقیق است که اهداف مشخص تجاری ندارد و درآن سعی می شود که دانش و نظریه ها بطور عام و خاص توسعه و گسترش یابد و کاربرد عملی دستاوردهای تحقیق مورد توجه نمی باشد .
نمونه ای از تحقیقات پایه ای در مدیریت را می توان توسعه نظریه پردازی های کلی انسان شناسانه پیرامون ساز و کارهای انگیزشی موثر در رفتار انسان دانست.(خاکی-۱۳۸۲)
۲) تحقیق کاربردی: هدف تحقیقات کاربردی توسعه دانش کاربردی در یک زمینه خاص است .به عبارت دیگر تحقیقات کاربردی به سمت کاربرد عملی دانش هدایت می شود . نتایج این نوع تحقیقات در تعلیم و تربیت مثلا در طراحی برنامه های درسی و کمک به اتخاذ تصمیم های مربوط به نظام آموزشی به کار می رود . به عنوان مثال کاربرد نظریه های مربوط به فرا شناخت در حل مساله را می توان در زمره تحقیقات کاربردی قرار داد . (بازرگان-۱۳۸۳)
-تحقیق کاربردی : هدف از تحقیق کاربردی به دست آوردن درک یا دانش لازم برای تعیین ابزاری است که به وسیله آن نیازی مشخص و شناخته شده بر طرف گردد در این نوع تحقیقات هدف کشف دانش تازه ای است که کاربرد مشخصی را درباره فراورده یا فرایندی در واقعیت را دنبال می کند.به عبارت دقیق تر تحقیق کاربردی تلاشی برای پاسخ دادن به یک معضل و مشکل عملی است که در دنیای واقعی وجود دارد . نمونه ای از تحقیقات کاربردی در مدیریت را می توان بررسی دلایل فراگیر نبودن روحیه کار گروهی بین کارگران صنعت خوردرو و ارائه راهکار هایی برای فراگیر نمودن آن در بین کارگران دانست .(خاکی-۱۳۸۲)
۳) تحقیق و توسعه: فرایندی است که به منظور تدوین و تشخیص مناسب بودن یک فرایند ، روش ها و برنامه های، شناسایی نیاز یا استعداد، پیدایش اندیشه ها ،آفرینش طراحی ،تولید ، معرفی و انتشار یک محصول و فرایند یا نظام فناوری تازه، انجام می شود (بازرگان-۱۳۸۳)(خاکی-۱۳۸۲). هدف اصلی فعالیت های R&Dنظریه پردازی یا آزمون نظریه نیست بلکه توسعه محصولات یا فرایندهای جدید، تدوین یا تهیه برنامه ها ، طرح ها وامثال آن است(بازرگان-۱۳۸۳)(خاکی-۱۳۸۲).به طوری که ابتدا موقعیت نامعین خاصی مشخص شده و بر اساس یافته های پژوهشی ، طرح یا برنامه ویژه آن تدوین و تولید می شود.(بازرگان-۱۳۸۳)
فعالیت هایR&D در جهت توسعه محصول خاص معمولا برحسب اهداف ، کارکنان وزمان تکمیل بسیار وسیع اند.این فرایند تامین نیازهای خاص طبق مشخصات ، جزئیاتی را در بر می گیرد. محصولات پس از تکمیل در شرایط واقعی امتحان شده و اصلاحات لازم تا رسیدن به سطح خاصی از اثربخشی در آنها اعمال می گردد . اجرای چرخه تحقیق و توسعه پر هزینه است ، این چرخه به طرح محصولات مطابق با برنامه کلی کسب و کار شرکت می انجامد. با وجود پر هزینه بودن اجرای چرخه تحقیق و توسعه این چرخه، رشد و توسعه آتی را فراهم می سازد.(خاکی-۱۳۸۲)
ث) براساس نحوه گردآوری داده ها(تحقیق توصیفی):
تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی است. اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری باشد .(بازرگان-۱۳۸۳)
همچنین مطالعه توصیفی برای تعیین ویژگی های متغیرهای یک موقعیت صورت می گیرد. به طور مثال ،توصیف یک کلاس درس بر حسب پایه های تحصیلی ،جنسیت ،گروه سنی ،شمار نیمسال های باقیمانده تا اتمام تحصیل و شمار دروس بازرگانی گذرانده شده ماهیت توصیفی دارد.در سازمانها در موارد بسیاری مطالعات توصیفی برای کسب آگاهی درباره ویژگی های مثلا گروهی از کارکنان در زمینه سن،سطح تحصیلات ،درجات شغلی و طول خدمت آنان به طور مکرر صورت می گیرد . مطالعات توصیفی همچنین ویژگی های سازمانهایی که رویه های مشابهی دارند به کار می رود . به طور مثال ،ممکن است پژوهشگری بخواهد ویژگی های سازمان هایی را که نظامهای قابل انعطاف تولید را به کار می گیرند یا شیوه های مالی خاصی دارند توصیف کند.(اوماسکاران-۱۳۸۰)
بیشتر تحقیقات علوم رفتاری را می توان در زمره تحقیق توصیفی به شمار آورد.(بازرگان-۱۳۸۳)
تقسیم بندی تحقیقات توصیفی :
۱) تحقیق پیمایشی
۲) تحقیق هبستگی
۳) اقدام پژوهی
۴) بررسی موردی
۵) تحقیق پس رویدادی
▪ تحقیق پیمایشی:
برای بررسی توزیع ویژگی های یک جامعه آماری روش تحقیق پیمایش به کار می رود. این نوع تحقیق می تواندبرای پاسخ به سوال های پژوهشی از نوع زیر مورد استفاده قرار گیرد:
۱) ماهیت شرایط موجود چگونه است؟
۲) چه رابطه ای میان رویدادها وجود دارد؟
۳) وضعیت موجود چگونه است؟
تحقیق پیمایشی را برحسب جامعه مورد مطالعه می توان به تحقیق پیمایشی در مقیاس کوچک یا در مقیاس بزرگ نامید.
برخی از نویسندگان از جمله بورگ و گال تحقیقات تحولی را زیر مجموعه ای از تحقیقات پیمایشی دانسته اند در حالی که برخی دیگر تحقیقات تحولی را زیر مجموعه ای از تحقیقات توصیفی محسوب می کنند.تحقیقات تحولی به بررسی روندها و تحول پدیده های مورد بررسی در طول زمان می پردازد. بورگ و گال تحقیق پیمایشی را به سه دسته به شرح زیر تقسیم می کنند:
۱) روش مقطعی
۲) روش طولی
۳) روش دلفی
الف‌) روش مقطعی: این روش به منظور گردآوری داده ها درباره یک یا چند صفت در یک مقطع از زمان (یک روز،یک هفته ،یک ماه)از طریق نمونه گیری از جامعه انجام می شود.این گونه پژوهش به توصیف جامعه بر اساس یک یا چند متغیر می پردازد.
در پژوهش های روان شناختی ،مطالعات مقطعی به منظور شناخت ماهیت و میزان تغیرات که نمایانگر سطوح سنی مختلف است انجام می شود. برای مثال بررسی تحول مهارت های زبان فارسی در گروه های سنی مربوط به پایه های اول تا پنجم را می توان در یک تحقیق مقطعی به عمل آورد.(بازرگان-۱۳۸۳) این نوع مطالعات را تک ضربه ای ،مقطعی یا عرضی می نامند.(اوماسکاران-۱۳۸۰)
ب‌)روش طولی: در بررسی های پیمایشی طولی ،داده ها در طول زمان و یا به عبارت دیگر در زمان های مختلف گردآوری می شود تا تغییرات بر حسب زمان بررسی شده وبه رابطه این متغیرها از نظر تغییرات در طول زمان پی برده شود. سه نوع بررسی طولی را می توان مورد بررسی قرار داد:
۱) بررسی روند فرایندها
۲)بررسی یک گروه ویژه
۳) بررسی یک گروه منتخب
در پژوهش های روان شناختی ،مطالعات طولی به منظور بررسی چگونگی پدیدای یک رفتار ویا سیر تحولی آن در طول زمان نزد گروه هایی طی زمان انجام می شود.(بازرگان-۱۳۸۳)
تحقیقات طولی وقت و تلاش بیشتری را نسبت به انواع مقطعی طلب می کند.با این همه ،مطالعات طولی سازمان یافته می تواند به کشف رابطه علت و معلولی کمک کند.به طور مثال ،شخصی که می خواهد میزان فروش یک محصول را قبل وبعد از درج آگهی تبلیغاتی یا تغییر سبک مدیریت بررسی کند وبه شرط آنکه سایر دگرگونی های محیطی بر نتایج تاثیر نگذاشته باشد ،می تواند چنانچه افزایش فروش مشاهده کند آن را به آگهی نسبت دهد . چنانچه افزایش فروش وجود نداشته باشد،یا آگهی بی تاثیر بوده است یا به زمان بیشتری نیاز دارد تا تاثیر خود را بگذارد.
طرح های تجربی همواره ماهیت طولی دارند زیرا گردآوری داده ها قبل و بعد از دستکاری متغیرها صورت می گیرد.مطالعات میدانی نیز می توانند طولی باشند . مثلا مقایسه بین داده های مربوط به بازتاب مدیران نسبت به زنان شاغل در ده سال پیش و اکنون ،مطالعه طولی خواهد بود. با این همه، اکثر مطالعات میدانی به دلیل تلاش ،زمان و هزینه مصرفی برای گردآوری داده ها در مقاطع مختلف ،سرشت مقطعی دارند.البته اگر مدیری بخواهد عوامل خاصی را طی یک دوره بشناسد (مانند میزان فروش)تا به تواند بهبود را ارزیابی کند یا احتمال روابط علی را کشف کند، پژوهش طولی ضروری خواهد بود .مطالعات طولی اگر چه اغلب پرهزینه اند، ولی بینش سودمندی را پدید می آورند.(اوماسکاران-۱۳۸۰)
۳) روش دلفی: زمان یکه بخواهیم درباره اتفاق نظر یک جمع صاحب نظر درباره ی موضوع خاص به بررسی بپردازیم از روش دلفی استفاده می شود.(بازرگان-۱۳۸۳) روش دلفی در آینده‌پژوهی استفاده می‌شود. دلفی یک روش آماری سفت و سخت برای پیش بینی آینده نیست. فقدان نمونه گیری، نامشخص بودن وقایع آینده و عدم فرایندهای واضح تعریف شده برای انجام دادن مطالعات دلفی، تنها چند مورد از مواردی هستند که دلفی را از روشهای علمی کنترل شده متمایز می‌کند.
برای مثال در برررسی نظر هیئت علمی دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی کشور درباره مسائل و مشکلات رشته های روان شناسی و علوم تربیتی در دانشگاه ها می توان از این روش استفاده کرد.برای این منظور اولین قدم آن است که مجموعه ای از سوال ها یا گویه هایی درباره مسائل تهیه کرد و آن را برای تمام اعضای هیئت علمی ارسال داشت و از آنان خواست که درجه اهمیت آن ها را مشخص کنند.پس از گرد آوری دادها در دور اول،رتبه بندی های به دست آمده درباره مسائل مشخص شده و در دور بعد پرسشنامه ای تنظیم می شود که حاوی رتبه بندی حاصل از نظرخواهی در دور اول است. از این پاسخ دهندگان در دور دوم خواسته می شود در صورتی که نظرشان ، با رتبه بندی به دست آمده مطابقت ندارد نسبت به توجیه تفاوت نظر خود با نتایج دور اول یا تعدیل آن اقدام کنند.بدین طریق می توان به یک توافق از نقطه نظر تشخیص مسائل یادشده دست یافت.معمولا یک مقیاس پنج درجه ای برای رتبه بندی به کار می رود و از پاسخ دهندگان خواسته می شود که در صورت لزوم به فهرست عرضه شده مواردی نیز اضافه کنند.(بازرگان-۱۳۸۳)
اعتبار روش دلفی نه به تعداد شرکت کنندگان در تحقیق که به اعتبار علمی متخصصان شرکت کننده در پژوهش بستگی دارد. شرکت کنندگان در تحقیق دلفی از ۵ تا ۲۰ نفر را شامل می شوند.
روش دلفی برای مسائلی با ارزش است که نیازی به تکنیکهای تحلیلی دقیق ندارند: مثلا زمانی که داده ها ناکافی یا فاقد قطعیتند یا وقتی نمونه‌های واقعی موجود نیست و یا وقتی که جمع کردن افراد و بحث کردن در مورد مساله‌ای مشکل است. از آنجا که تکنیک دلفی بر ناشناس بودن، بازخوردهای کنترل شده و پاسخ گروهی آماری تکیه دارد و بنابراین از نفوذ افراد برجسته در گروهای بحث یا فشار گروه برای همنوایی اجتناب می‌کند.
ج) براساس عمده گی کاربرد:
۱) تحقیقات پیمایشی: توصیفی است از نگرش و رفتار جمعیتی بر اساس انتخاب نمونه ای تصادفی و معرف از افراد آن جمعیت و پاسخ آنها به یک رشته سوال.و محققان اجتماعی می کوشند با استفاده از این تحقیقات پیمایشی به تبیین پدیده ها پرداخته و صرفا به توصیف آن بسنده نکنند.که در چنین مواردی فرضیه هایی برای تبیین ساخته شده تابا مرتبط گرداندن پاسخ سوالات مختلف به یکدیگر به آزمون کشیده شوند.
۴) تحقیقات آزمایشی: کوششی است برای تبیین نحوه کنش بخش خاصی از واحد اجتماعی که تحت تاثیر تمهیدات آزمایش قرار می گیرد.این روش شامل ایجاد وضعیتی است کنترل شده که در آن افراد مورد بررسی تحت عنوان گروه آزمایش در معرض محرک آزمایش قرار می گیرند.واکنش این افرادبا دسته ای از افراد دیگر که گروه کنترل خوانده می شوند ،مقایسه می شود.دراین آزمایشها با انتصاب تصادفی افراد گروه آزمایش و گروه کنترل تاثیر احتمالی تفاوت افراد بین دو گروه خنثی می شود.
در چنین مطالعاتی محقق با ایجاد وضعیت(محرک) کاملا سنجیده ای که باعث واکنش می گردد در پی شناخت بخش کوچکی از رفتار و واکنش بر می آید قضیه(اگر....آنگاه...)که نشان می دهد چگونه محرکی باعث واکنشی می شود یک فرضیه است.به عبارت دیگر محور آزمایش محدود بودن آن به آزمون فرضیاتی خاص است.دراینجا محقق در مقام آزمایشگر مسئولیت مهمی بر دوش دارد. ؛وی آزمایش به راه می اندازد.و می کوشدآن را تحت کنترل نگه دارد.تا آنچه مورد آزمون است واقعا همان موضوع مورد تحقیق باشد.
۳) تحقیقات میدانی: تلاشی است برای درک و شناخت نحوه عمل یک واحداجتماعی تام، نظیر یک گروه یا سازمان یا اجتماع یا مناسبات درونی آن.محققانی که از این روش استفاده می کنند با شرکت در زندگی با شرکت در زندگی اجتماعی روزمره واح داجتماعی تام و آمیزش با مردم آن می کوشند حضورشان تغییری در محیط ایجاد نکند.سپس با دقت به مشاهده امور پرداخته؛مشاهدات خود را یادداشت کرده؛سعی می کنند تا به درک آن محیط اجتماعی نائل شوند.
تحقیقات میدانی غالبا برای کندو کاو بخش هایی ار حیات بشر صورت می گیرد.چه بسا عرصه مورد مطالعه برای محقق کاملا بیگانه باشد.مانند هنگامی که انسان شناسان به مطالعه فرهنگهای ناشناخته می پردازند.یا محیط آشنایی باشد که محقق درآنجا در پی کسب بینش تازه ای است .مطالعات میدانی معمولا با سوالات باز آغاز می شوند.محقق باید بسیار تیز بین باشد .اما مزاحم و مخل نباشد.و با آغوش باز به شناخت وضعیت های نامالوف بشتابد اما دچار گمراهی نشود .
در تحقیقات پیمایشی نیز چه بسا فرضیات خاصی به آزمون کشیده شود.اما در این نوع تحقیقات غالبا اهداف دیگری نیز درمیان است.مانند توصیف و تشریح خصوصیات نمونه انتخاب شده و سنجش وجود و آثار عوامل مختلف؛محقق پیمایش هم دارای تمهیداتی است :
یک رشته سوالات دقیقا طراحی شده(پرسشنامه)؛ گروه خاصی از افراد به منظور بررسی آنها و طرحی برای نحوه بررسی سوالات جهت دستیابی به نتایج مورد نظر،که در اینجا محقق باید حین گرد آوری پاسخها و ترکیب آنها و. بالاخره تحلیل یافته ها ،کاملا منظم بی طرف و خشک و رسمی باشد.
پیمایش غالبا با تعیین افرادی که نماینده و معرف گروه مورد بررسی اند و طرح سوالاتی که باید از آنها پرسیده شود آغاز می شود.در ضمن باید افزود در پیمایش همواره لازم نیست افراد محور مطالعه باشند .بلکه گروه یا سازمانها یا حتی کل جامعه را می توان محور مطالعه قرار داد.همچنین ازپیمایش می توان برای آزمودن تبیین های تصدیق شده یانظریه ها و ساختن نظریه های جدید استفاده کرد.
پیمایش ممکن است عمدتا توصیفی باشد.مانند نظر سنجی از مردم درمورد آراء شان در انتخابات آینده یا تعیین نحوه رای دهی مردم در انتخابات گذشته.اگر از مردم بپرسند به چه کسی رای خواهند داد به سنجش نگرش مردم پرداخته اند.اگر بعد از انتخابات بپرسند به چه کسی رای داده اند رفتار ها را سنجیده اند.پیمایش ممکن است سنجش تغییر نگرش نسبت به موضوع معینی باشد.

 

گردآوری و تهیه:محمد علی حسین زاده یزدی
منابع:
۱-روش های تحقیق در علوم رفتاری-دکتر زهره سرمد،دکتر عباس بازرگان،دکتر الهه حجازی-انتشارات آگاه-۱۳۸۳
۲-روش های تحقیق در مدیریت-اوما سکاران-مترجم:دکتر محمد صائبی ،دکتر محمود شیرازی-ناشر:مرکز آموزش مدیریت دولتی-۱۳۸۰
۳-روش تحقیق در مدیریت-دکتر غلامرضا خاکی-ناشر: مرکز انتشارات علمی دانشگاه آزاد اسلامی-۱۳۸۲
۴- عباس تیموری آسفیچی http://www.fasleno.com
۵-دیگر منابع اینترنتی

سایت آفتاب

 

 

 

شیوه نگارش مقاله و انواع مقاله

 

شیوه نگارش مقاله

1– عنوان مقاله

عنوان هر اثر جلوه ای از هویت آن اثر است؛ خواه اثر هنری باشد یا علمی. عنوان فشرده ای منضبط از مطالب متن است، بنابراین انتخاب عنوانی مناسب که معرف کامل موضوع مقاله باشد، ضروری است. عنوان انتخاب شده از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا باید معرف کامل مقاله نوشته شده باشد. بارها مشاهده شده است که به جهت مغایرت در عنوان، با موضوعات نوشته شده در مقاله، کلیات مقاله مردود اعلام گردیده است . پیشنهاد می شود جهت انتخاب عنوان مقاله، با تعدادی از کارشناسان موفق مشورت گردد.

 

2– چکیده مقاله

همواره چکیده مقاله مورد توجه صاحب نظران قرار می گیرد. نیاز است تا چکیده مقاله نگاهی کلی به موضوع مقاله ، فعالیت انجام شده، نظرات نگارنده و نتیجه به دست آمده باشد. چكیده خلاصه كوتاهی از مقاله همراه با نكات اصلی متن مقاله است و به گونه ای تنظیم می شود كه خواننده را در تصمیم گیری برای مراجعه یا عدم مراجعه به اصل مقاله قادر می سازد. در صورتی که چکیده مقاله به صورت کامل و تخصصی نوشته شود، خواننده به قرائت کامل مقاله تشویق شده و با اهداف و تجربیات نگارنده بیشتر آشنا می گردد .

 

3– واژه های کلیدی

برخی از پژوهشگران جهت به دست آوردن مطلب مورد نظر خود با تایپ کلمه مدنظر، اقدام به جستجو در صفحات اینترنت می نمایند. واژه های کلیدی در مقالات نیز نماینده موضوعات مطرح شده در مقاله می باشد. لذا نیاز است تا کلماتی که اصل مقاله بر اساس آن نوشته شده است، در واژه های کلیدی آورده شوند.

 

4– مقدمه( طرح مسئله )

مطالب نوشته شده در مقدمه باید کامل و جامع باشد فعالیت های موجود که در زمینه موضوع مقاله در محافل علمی و اجتماعی صورت می گیرد، بررسی سوابق مطالعاتی دیگران، چگونگی شکل گیری ایده نگارنده جهت نگارش مقاله، تاریخچه موضوعی که نگارنده در خصوص آن اقدام به نگارش نموده است، مقایسه فعالیت های پیشین با موضوعی که در مقاله مطرح شده است، شرح مختصری از دلیل برتری موضوع پیشنهادی نگارنده و نهایتاً هدفی روشن از ارایه مقاله در قسمت مقدمه آورده شود .

 

5– مواد و روش ها (تکنولوژی پیشنهادی)

روند کامل فعالیت انجام شده در دوره تحقیق می بایست در این قست آورده شود. خواننده باید بتواند تا با خواندن قسمت مواد و روش ها، از کلیه فعالیت ها، تجربیات کسب شده و علوم جدید مطرح شده آگاهی یابد. نیاز است تا از کلی گویی در این قسمت خودداری شده و روند اعلام مطالب به صورت منطقی و کاملا علمی صورت گیرد. پراکنده گویی در این قست باعث سردرگمی خوانندگان خواهد شد. ارایه راه کارهای کاملاً علمی و استناد به تجربیات کسب شده از عوامل موفقیت نگارش بخش مواد و روش ها است.

 

در بخش مواد و روش ها می توان بخش های مرتبط با موضوع مقاله را بطور جداگانه و با عناوین مشخص مطرح نمود. برای مثال اگر عنوان مقاله در خصوص ایجاد زهکش سراسری باشد، می توان در قسمت مواد و روش ها از عنوانی تحت عنوان ": چگونگی اجرای زهکش " ، " مصالح به کار گرفته شده  " و دیگر موارد مرتبط استفاده نموده و در خصوص هر کدام از آن ها توضیحاتی جامع و مستند را ارایه داد.

 

6– تجزیه و تحلیل

برخی از مقالات به جهت بهره گیری از مستنداتی گوناگون و یا استفاده از فرمول های مختلف ریاضی، نیاز به تحلیل و تجزیه نتایج کسب شده دارند. مطرح شدن این قسمت از مقاله، دلالت بر توان نگارنده جهت تکمیل علمی مقاله را دارد.

 

7– نتیجه گیری

جمع بندی کل مقاله و اعلام نتیجه ای مشخص و شفاف از مواردی است که می بایست در قسمت نتیجه گیری مطرح شود. در نتیجه گیری نباید به مواردی اشاره نمود که در چکیده مقاله و یا در مواد و روش ها به آن اشاره نشده باشد. مطالب نوشته شده در قسمت نتیجه گیری، نمایانگر تلاش نگارنده مقاله در طول دوران تحقیق و فعالیت است لذا نیاز است تا از کلماتی کاملاً روشن و علمی جهت بیان نتایج به دست آمده استفاده شود. پیشنهاد می گردد جهت تکمیل این بخش نیز با کارشناسان موفق مشورت گردد.

 

8- منابع

 منابع یعنی محلی که اطلاعات خود را از آن جا گرفته‌اید و شامل همه نوشته‌ها و حتی اطلاعات مربوط به افرادی است كه با آن‌ها مصاحبه كردید. برای مطالب نوشته شده از کتاب‌ها مشخصات کتاب را بنویسید. در مورد افراد، اسامی افرادی كه با آن‌ها مصاحبه كردید را به ترتیب حروف الفبا تك تك بنویسید.

 

9 – سپاسگزاری

هیچ کس بدون کمک دیگران نمی تواند در مراحل مختلف زندگی خصوصاً فعالیت های علمی، موفق باشد. قدردانی نمودن از کسانی که نگارنده را به موفقیت رسانده است، بیانگر شخصیت نگارنده و قدرشناسی و معرفت اوست.

 

نگارش مقاله اثرات مثبتی بر روند رو به رشد کلیه علوم را دارد. برخی از کارشناسان و نیروهای فنی مستقر در کارگاه ها، به جهت درگیر بودن مستقیم با فعالیت های اجرایی، تجربیاتی را کسب می کنند که انعکاس آن می تواند کمک بزرگی به جامعه علمی جهان باشد.

دانستن علت نگارش مقاله و آموختن چگونگی نوشتن آن می تواند کمکی قابل ملاحظه به آن دسته از نیروهای متخصصی باشد که تاکنون اقدام به مقاله نویسی ننموده و با روند آن آگاهی ندارند. تشویق کارشناسان به مقاله نویسی و انتقال تجربه به جامعه علمی، می تواند پایه های استواری جهت شکل گیری سریعتر دانش در جهان شود.

 


انواع مقاله

مقالات را از چند دیدگاه می توان دسته بندی كرد. یكی از این دسته بندی ها می تواند بر اساس محتوای اطلاعات مقاله باشد كه از این منظر مقالات به چهار نوع پژوهشی ، تحلیلی ، مروری و گردآوری تقسیم می شوند:

 

1. مقالة پژوهشی:  برگرفته از تحقیقی است كه به تازگی پایان یافته است و چون متكی بر یافته های تحقیقاتی است، گزارش تحقیق نیز به آن گفته می شود.

 

2. مقالة تحلیلی: این نوع مقاله كه به نام مقاله نظری نیز شناخته می شود، مقاله ای است كه مؤلف با استفاده از منابع پژوهشی پیشین، نظریة خاصی را در حوزه كار خود مطرح می نماید. در این نوع مقاله نویسنده ممكن است نظریه های قبلی را گسترش دهد، آن ها را با استفاده از شواهد استحكام بخشد، آن ها را به شكل دیگری بیان كند یا آن ها را مورد تأمل و تردید قرار دهد.

 

3. مقالة مروری: این مقاله به تحلیل كلان و ارزیابی انتقادی نوشته هایی می پردازد كه قبلاً منتشر شده است. مؤلف مقاله مروری از طریق مقوله بندی، یكپارچه سازی و ارزشیابی متون منتشر شدة پیشین، سیر پیشرفت پژوهش های جاری را در جهت روشن ساختن مسئله ای مشخص دنبال می كند.

 

4. مقاله گردآوری: این نوع مقاله صرفاً به گردآوری و انعكاس نقطه نظرهای مختلف مندرج در نوشته های مرتبط با موضوعی خاص می پردازد و در واقع كار تازه ای را عرضه نمی كند. تفاوت آن با مقاله تحلیلی این است كه به ارائه نظریه جدیدی منتهی نمی شود و نیز با مقاله مروری این تفاوت را دارد که الزاماً به سنجش و ارزیابی كلیه آثار قبلی نمی پردازد.

 

البته علاوه بر 4 مورد ذكر شده، گونه های دیگری از نوشته های مجلات وجود دارند كه از فراوانی كمتری برخوردارند؛ نظیر یاداشت های انتقادی، نقد و بررسی، گزار ش كوتاه و...

 

نکات مهم و کلیدی

برای نوشتن مقاله، باید مراحل و اقداماتی به صورت گام به گام طی كنیم كه در اینجا به بررسی آنها می پردازیم :

 

1. مشخص كردن موضوع كلی: داشتن انگیزه لازم برای یافتن موضوع مناسب و توجه به نیازهای جامعه از مسائل مهم در این مرحله است.

 

2. بررسی و تحلیل موضوع به لحاظ ارزشمندی و امكانپذیری

برای ارزشیابی و امكانپذیر بودن نگارش مقاله می توان چند سؤال طرح كرد:

موضوع مقاله تا چه اندازه ارزشمند و بدیع است؟

 از چه جنبه ای و برای چه كسانی مفید خواهد بود؟

 آیا تهیه چنین مقاله ای امكان پذیر است؟

موانع و مشكلات احتمالی انجام كار كدام است ؟

در صورتی كه بتوانیم برای این پرسش ها پاسخی مناسب بیابیم، طبیعتاً مراحل نوشتن آسانتر خواهد بود.

 

3. طرح ریزی مقدماتی و تدوین ساختار كلی:  تهیه فهرست مقدماتی مطالب، تهیه عنوان بخش های اصلی و فرعی، توجه به هدف و طیف مخاطبین، هماهنگی بین ساختار و نوع مقاله و مشورت با افراد صاحب نظر از مواردی است كه در این مرحله باید در نظر گرفته شود.

 

4.  تعیین برنامه زمانی برای انجام كار(مدیریت زمان)

زمانبندی مناسب و انجام مرحله به مرحله كارها از مسائلی است كه تهیه و تدوین مقاله را در مد ت زمان از پیش تعیین شده امكان پذیر می سازد.

 

5. جستجو برای یافتن منابع اطلاعاتی پایه

 

بخش پژوهش های دانش آموزی سایت تبیان

تنظیم: فاطمه گودرزی

منبع: http://www.mohsenazizi.blogfa.com/post-3336.aspx

چرا روان شناسان...؟

چرا روانشناسان ……

روزي كه تصميم گرفتم رشته روانشناسي را براي ادامه تحصيل در دانشگاه انتخاب كنم هرگز فكر نمي كردم كه با مشكلات خاص اين رشته مواجه شوم. پس از سالها روانشناس بودن به اين نتيجه رسيدم كه شغل روانشناسي شغل انبياست، البته نه از آن جهت كه روانشناسان فرستاده خدايند بلكه از آن جهت كه ما بايد همانند معصومين هيچ خطا و گناهي نكنيم.

مثلا روانشناسان نبايد عصباني ‌شوند، ناراحت شوند، بلند بخندند، شب ها تا صبح بيدار باشند، به غذا ناخنك بزنند، سيگار يا پيپ بكشند، …. برقصند، با سرعت موتور سواري كنند، لب استخر پشتك بزنند، سر قرار دير برسند، در ترافيك كلافه بشوند، جك    تعريف كنند، جورابشان بوي بد بدهد يا پلي استيشن بازي كنند….نبايد نبايد نبايد

خيلي اوقات روانشناسان جملاتي مانند: تو مثلا روانشناسي، اندازه ……. هم نمي فهمي؟ تو فقط واحدهاي روانشناسي پاس كردي، اين رشته روي خودت هيچ اثري نگذاشته! يا آقا مثلا روانشناسه، كاش روانشناس نبود….را از سوي ديگران مي شنوند.

آيا واقعا روانشناسان مستحق شنيدن اين بي احترامي ها هستند؟ آيا به واسطه مطالعه روي اين رشته بايد تبديل به يك فرشته شوند؟ آيا باور ها و توقعات مردم نسبت به آنها عادلانه است؟

در بين عامه مردم باورهاي غلطي شكل گرفته كه تعدادي از اين باورها ناشي از اعتقاد غلط گذشتگان و تعدادي از آنها ناشي از فقر دانش و ميزان همنوايي بالا در ميان مردم است كه البته اين باورهاي غلط در زمينه هاي گوناگون به چشم مي خورد و زمينه ساز بسياري از كج انديشي ها و تصميم هاي غلط در زندگي بسياري از ماست.

وقتي عامه مردم درباره همه چيز و خارج از حيطه تخصص خود حكم صادر كنند، بستر بي اعتمادي فراهم مي شود. البته نبايد از نقش ارزنده صدا و سيما در رابطه با خل و چل نشان دادن روانشناسان نيز غافل شد. اخيرا در سريال كمدي چارخانه، خانم بهنوش بختياري در نقش پرستو و مامان شاسخين ، به عنوان يك دانشجوي روانشناسي هر حركت احمقانه و روان پريش گونه اي را از خود نمايش مي دهد و مكررا از اصطلاحات تخصصي روانشناسي در گفته هايش استفاده مي نمايد و مستقيما روي بينندگان تاثير منفي مي گذارد.

گاهي سوالات عجيب و غريب مردم روانشناسان را شوكه مي كند، مثلا آيا راست است كه روانشناسان با يك نگاه مي‌توانند همه چيز را درباره ما بدانند؟ آيا روانشناسان با هيپنوتيزم به تمام درونيات ما پي مي برند؟ از نظر روانشناسي مي شود آينده افراد را پيش بيني كرد؟

همانطور كه روانشناسان پيغمبر نيستند، جادوگر، كف بين، فال گير و غيب گو هم نيستند. روانشناسان مثل تمام انسانها هيچ قدرت و معجزه خارق العاده اي ندارند.

يكي از مشكلات اينجانب و ساير روانشناسان حضور در مهمانيهاست، اگر ساكت بنشينيم مي گويند ” طرف مشغول تحليل شخصيت ديگران است” اگر صحبت كنيم مي گويند ” چقدر وراجه ، اينجا را با مطب اشتباه گرفته” اگر بخنديم مي گويند ” انگار خودش هم يه چيزش مي شه” و به اضافه ديگر قضاوتها كه ما خبر نداريم.

حالا برويم سراغ اصل قضايا كه در هفت مورد آورده شده است(باورهای غلط)

1 - روانشناسان عصباني نمي‌شوند! !!!

در باور فوق، ما به كلمه هيچ وقت برمي‌خوريم كه يك كلمه مطلق است و اين خود اولين نكته منفي درباره اين باور است. چون درباره خصايص رواني و هيجاني انسان‌ها هيچ كلمه مطلقي نمي‌‌توانيم استفاده كنيم، چون انسان موجودي بسيار پيچيده، متفكر و انتخاب‌گراست. ضمن اين كه عصبانيت جزو مكانيزم‌هاي متعادل‌ساز روان‌آدمي است كه توسط خداوند در ذهن انسان‌ها به وديعه نهاده شده است ،چرا كه اگر همين عصبانيت وجود نداشت انسان به مثابه ديگ بخاري بودكه سوپاپ اطمينان نداشت و بنابراين پس از گذشت چندين ساعت از كار اين ديگ بخار ،ما شاهد انفجار اين ديگ مي‌بوديم.

و مهم‌تر از همه اين كه اگر خشم و عصبانيت به هر دليلي ابراز نشوند خود مي‌تواند زمينه‌ساز كينه، نفرت، دشمني و انواع و اقسام بيماري‌هاي رواني و جسماني در آينده شود كه به مراتب بدتر از ابراز خشم به‌وجود آمده در آن موقعيت مشخص است. بنابراين چگونه مي‌توان انتظار داشت كه يك روانشناس كه خود به خوبي از عملكرد اين فعاليت در ذهن و بدن خويش آگاه است خشم خود را فروخورد تا به او مهر تأييد روانشناس زبده را بزنند. در حالي كه او قادر است با مكانيزم‌هاي دفاعي پخته و پيشرفته همچون شوخ‌طبعي باور فوق را به اين شكل اصلاح كند.

روانشناسان هم همچون ديگر مردم عصباني مي‌شوند، اما از شيوه‌هاي سالم براي ابراز آن بهره مي‌گيرند.

2 - خودشان ديوانه‌اند!!!

اين هم يك باور غلط شايع در ميان مردم است كه به هيچ عنوان علمي و منطقي نيست، چرا كه اگر ما بخواهيم يك حكم كلي در ارتباط با گروهي از مردم بدهيم نيازمند آنيم كه تحقيق علمي در سطحي وسيع انجام دهيم و با انجام روش‌هاي آماري ادعاي فوق را اثبات كنيم.

همانطور كه يك مكانيك اتومبيل هنگامي كه خودرواش در معرض نقص فني احتمالي قرار دارد زودتر از ديگر افراد مطلع مي‌شود اين قاعده در ارتباط با روانشناسان نيز صادق است، چرا كه آنان مكانيك ذهن هستند و به دليل آگاهي از بيماري‌هاي رواني بسيار زودتر مطلع شده و به دليل اطلاع از مشكلات پيش آمده احتمالي بر اثر بيماري‌هاي رواني خيلي زودتر به سمت و سوي درمان و حل مشكل خويش روان مي‌شوند.

ما نمي‌توانيم بگوييم چون روانشناسان با بيماران رواني بسياري درگيرند خود نيز قطعاً‌ از اين بيماري‌ها بي‌بهره نخواهند ماند، به همان دليل كه اشخاصي كه در بيمارستان‌ها در بخش مراقبت از بيماران عفوني كار مي‌كنند اگر مراقب خودشان نباشند قطعاً‌ به اين بيماري‌ها مبتلا خواهند شد. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

روانشناسان هم همچون ديگر مردمان اگر مراقب خود نباشند در معرض بيماري‌هاي رواني قرار دارند.

3 - ما خودمان يه پا روانشناسيم !!!

بله اين جمله‌اي است كه كارل راجرز، يكي از روانشناسان بزرگ و پايه‌گذار روانشناسي انسانگرا بر آن معتقد بود. او اعتقاد داشت كه هر كس خودش بهترين درمانگر خويش است اما سئوالي كه پيش مي‌آيد اين است، پس چرا همه روزه تعداد كثيري از مردم به كمك و دخالت روانشناسان نيازمند هستند؟ جواب اين است به همان دليل كه همه ما بالقوه مي‌توانيم به قله دماوند صعود كنيم اما به شرطي كه شخصي نتواند راهنمايي ما را به عهده بگيرد. يعني راه را به ما نشان دهد و تجهيزات لازم را به ما معرفي كند.

براي حل مشكلات شخصي هم ما نياز به كمك يك روانشناس زبده داريم كه نه براي ما بلكه با ما حركت كند تا به حل مشكلاتمان نائل شويم و از همه مهم‌تر اين كه ذهن انسان از3 بخش عمده هشيار، نيمه‌هشيار و ناهشيار تشكيل يافته است كه اگر ما خيلي توانا باشيم حداكثر به نيمه هشيار ذهنمان دسترسي پيدا مي‌‌كنيم كه البته براي حل مشكلات كافي نيست.

بنابر اين نيازمند كمك كسي هستيم كه بتواند به ناهشيار ذهن ما وارد شده و از اين انبار متروكه پرونده‌هاي دردناك بايگاني شده گذشته را بيرون آورده و از نو رسيدگي كند.بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

هيچ كس بيشتر از خود انسان به احوالات خودش آگاه نيست اما بدون كمك يك روانشناس هرگز بدان احوالات دسترسي نخواهد داشت.

4 - روانشناسان حلال مشكلاتند!!

اين باور، روانشناسان را به جادوگراني مبدل مي‌سازد كه قادرند فكر ما را بخوانند ، كه اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد، چرا كه براي شناختن افراد در روانشناسي روش‌هاي گوناگوني همچون مشاهده تجربي يعني در نظر داشتن رفتار افراد بدون آنكه خودشان متوجه باشند، مصاحبه با نزديكان و خويشاوندان ،اجراي آزمون‌هاي رواني همچون پرسشنامه، تست و آزمون‌هاي فرافكني و در نهايت مصاحبه با خود شخص كه از انواع مختلفي برخوردار است در نظر گرفته مي شود.

در نهايت مي‌توان گفت پس از انجام اين آزمايش‌ها و آزمون‌ها شايد با احتياط بتوان گفت از شخص مورد نظر نيمرخ رواني به‌دست آورده‌ايم. كه باز هم در پاره‌اي از موارد بي نقص نخواهد بود. بنابراين باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم.

روانشناسان هرگز با يك نگاه نمي‌توانند همه‌چيز را درباره ما بدانند.

5 - نياز به مشورت ندارند!!!

اين هم يك باور غلط ديگر است، چرا كه روانشناسان هم همچون آرايشگران قادر به اصلاح سر خويش نيستند، هرچند كه آرايشگر قابلي باشند. به اين دليل كه مشكلات رواني هميشه صرف نظر از داشتن لايه‌هاي منطقي از لايه‌اي هيجاني نيز برخوردارند، بنابراين با توجه به اصل نيروگذاري رواني (يعني مقدار مشخصي انرژي رواني مي‌توان در ذهن به فعاليتي خاص صرف شود) وقتي بخشي از نيروهاي ذهني ما در هيجانات ما صرف شده است نمي‌توانيم انتظار داشته باشيم كه با آگاهي و اشراف كامل دست به حل مسئله بزنيم، بنابراين، نياز داريم از شخص ديگري كه البته رابطه خويشي و دوستي با ما ندارد كمك بگيريم تا او با صددرصد توان به كمك ما براي حل مسائل بيايد. البته اين قاعده شامل حال تمام افراد مي‌شود؛ چه مشاوران و چه روانشناسان. پس باور فوق را به شكل زير اصلاح مي‌كنيم. روانشناسان هم نياز به مشورت دارند.

6 - روانشناسان داناي كل هستند!!

اين باور غلط و غيرمنطقي در بين مردم شايع است. البته متأسفانه اين به دليل ضعف حرفه روانشناسي در ايران است كه اگر شما به اكثر روانشناسان شاغل در ايران مراجعه كنيد قادرند از مشكل شب ادراري كودكتان تا لكنت زبان همسرتان، دعاوي خانوادگي و عشقي، زود انزالي پدر بزرگ، ترس از سوسك، اضطراب كنكور و وسواس پاكيزگي عمه خانم و… همگي آنها را درمان كنند.

در صورتي كه در كشورهاي پيشرفته شايد هر روانشناس حداكثر در 2-3 موضوع مرتبط تخصص دارد و داوطلبانه اعلام مي‌كند كه فقط قادر به حل مشكل افسردگي شماست، نه به عنوان مثال مشاوره شغلي و صنعتي هم انجام دهد. ضمن اينكه در باور فوق زندگي كردن واژه‌اي كلي و مصاديق آن وسيع است، بنابراين باور فوق به شكل زير اصلاح مي‌شود.

هر روانشناسي قادر به حل بعضي از مشكلات خاص و مشخص مراجعانش مي‌باشد.

7 - سرنوشت را تغيير مي دهند!!

اين هم يك باور عجيب ديگر كه اصلاً نمي‌تواند درست باشد. بزرگي مي‌گفت: مراقب افكارت باش چون به حرفهايت بدل مي‌‌شود. مراقب حرفهايت باش چون به اعمالت تبديل مي‌‌شود. مراقب اعمالت باش چون به عادت‌هايت مبدل مي‌شود. مراقب عادت‌هايت باش چون به شخصيت تو تبديل مي‌شود. مراقب شخصيت خود باش چون به سرشت تو تبديل مي‌‌شود و مراقب سرشت خويش باش چون به سرنوشت تو تبديل مي‌‌شود.

فكر مي‌كنم اين بزرگ به‌خوبي حق مطلب را ادا كرده، چرا كه تا انسان‌ها خود نخواهند، به هيچ تغيير پايداري در زندگي‌شان نخواهند رسيد. مگر آنكه دست خويش را در دست راهنمايي دلسوز چون يك روانشناس زبده دهند تا او را از كوره راه‌هاي زندگي به سرمنزل خوشبختي و سعادت رهنمون كند. روانشناسان قادر به پيشگويي و تغيير سرنوشت افراد نيستند مگر با همكاري و مساعدت خود آنها

منبع:-شاه مرادلو،فرهاد.(1386).چرا روانشناسان دیوانه می شوند؟!.(www.psychologyusb.wordpress.com)