نیازمندی روانشناسی در طبابت-( ضرورت دانش روانشناسی در طب)
دکتر « فلیپ ج اسمیت» در فصل دوم کتاب « فلسفه تعلیم و تربیه» به نظر او حرفه معلمی را میتوان با حرفه پزشکی مشابه کرد.
به حرفه « معلمی» معلم نمی تواند تیوری مخصوص را به عنوان مثال در یادگیری از روانشناسی گرفته به همان صورت در جریان تدریس به عنوان تیوری تعلیم تلقی کند و تطبیق نماید زیرا وضع آموزشی شرایط مخصوص دیگری را نیز ایجاب می کند که تشخیص شاگردان می باشد.
همچنان طبیب با مطالعه خارجی مانند زیست شناسی، فزیولوژی تشریح و مانند اطلاعات طبی را کسب کند اما نمی تواند تیوری های مطرح شده را که از علوم کسب نموده عیناً در موقع درمان و تداوی بکار برد بنأ طریق استفاده از معلومات تا حدود زیادی با طرز تفکر شخص و شناسائی مریض ارتباط دارد.
نکته دیگر اینکه طبیب و معلم تا حدودی با ارزشهای اجتماعی توجه دارند مانند احترام به شخصیت انسان و نوع دوستی و کمک به افراد محتاج در زمینه های مختلف زندگی نیز باید در کار طبیب و معلم مشاهده شود. کمک به افراد در تهیه میزانهای اخلاقی، تحکیم، علایق میهنی و تقویت میل نوع دوستی همه اموری اند که با ارزش هستند و باید در حرفه طبی مورد توجه قرار گیرند بطور کلی طبیب باید در رشته که تخصص دارد اطلاعات کامل داشته اما توجه به مبانی علوم استفاده از روشهای پژوهشی در طبابت و مطالعه ارزشها برای داکتر اهمیتی خاص دارد بطور خلاصه در حرفه طبی برای پیشبرد این مسلک امور زیر مورد توجه قرار گیرد.
1- مطالعه نتایج تحقیقات دانشمندان در رشته های علوم انسانی مثل روانشناسی ، جامعه شناسی، مردم شناسی و روانشناسی اجتماعی.
2- استفاده از نتایج تحقیقات علوم انسانی از طریق علمی.
3- مطالعه مبانی علوم بطور کلی و آشنایی کامل برشته تخصصی و تعلیمی.
4- توجه به ارزشهای انسانی که تحکیم و توسعه آنها جز وظایف طبابت است.
روانشناسی کلینکی
تعریف: روانشناسی کلینکی درسطح بنیادی به منزله شاخه ای ازروانشناسی است که به بررسی رفتار نا به هنجار یا آسب شناختی می پردازد. به عبارت دیگر روانشناسی را باید علم بررسی های روانشناختی بر مبنای مشاهده نا به هنجاری ها در بیما ران روانی وافراد ناسازگار دانست.
ولی روانشناسان آسب شناسی مرضی به معنای محدود تروبه منزله ای دانشی که یکی ازپایه های اول روانپزشکی وروانشناسی بالینی را تشکیل میدهد به توصیف وطبقه بندی تعین علت وشناخت مکانزم تحول اختلال های روانی می پردازد.
تاریخچه روانشناسی مرضی:
روانشناسی مرضی تحولی که ازدهه ای 1980 راه استقراررا در پیش گرفته است با شروع ازروانشناسی آسب شناختی بزرگسال وازتکامل روانشناسی مرضی کودک ونوجوانان ونیزازجنبش های صحت روانی سرچشمه میگیرد. بنابراین تاریخچه این تحول کوتاه است ونمی توان ریشه های آنرا ازتاریخچه روانپزشکی روانشناسی کلینیکی وروان درمانگری وحتی تجربه های پرورشی وتربیتی مجزا کرد این ریشه را میتوان به صورت اجمالی در سه خطه حرکت بیان کرد:
1- نخست حرکتی که ازجریان وسیع آموزشی وپرورشی کودک نشات گرفته است چه درنخستین کوشش ها که درآغاز در قالب نوعی آموزش وپرورش خاص وبعدها روانپزشکی کودک وسپس روانشناسی مرضی کودک متجلی شدند، درمورد کودکان معلول(ناشنوا،نابنا، وعقب مانده ذهنی انجام گرفت).
2- دومین حرکت درجهت به وجود آمدن تدریجی تیمهای کلینیکی ومراکزروانی- داکتری صورت گرفته است.
3- وبالاخره میتوان به حرکتی اشاره کرد که ازیکسو ازطب روانی وروانشناسی مرضی بزرکسالی گرفته شده است، چراکه مشغولیت اصلی پیشگامان روانشناسی مرضی کودک بازیافتن جدول های مریض شناختی بزرگسالان در دوره کودکی بوده است. وازسوی دیگر ازحد شکل گیری تغیرهای روانشناختی اختلال های روانی درسطح بزرگسالی وبازسازی این اختلال ها در دوره ای کودکی ازاختلال بزرگسالی سرچشمه گرفته وبه استقراری روان تحلیلی کودکان منتهی شده است.
درنتیجه دروهله نخست شکل گیری روانشناسی مرضی کودک درمجموع بیش ازآنکه بر مبانی نظری استوار باشد برداده های عملی مبتنی بوده است وتنها در وهله دوم است که کوشش در راه درک اقدامات کلینیکی روانشناسان مرضی را بسوی مبانی نظری هدایت کرده است.
2- داکتری وتشکیل تیم کلنیکی:
پیشگامان نخستین همکاریهای طبابت – تربیتی کسانی بودند که به بازپروری نارسای های حسی وعقب مانده گی ذهنی پرداختند. سگن «پرورشگار» همراه با سکرول«داکتر»نخستین گروه پزشکی – تربیتی را تشکیل دادند. ازآن پس تا اواخر قرن نوزدهم که بورنوویل به تاسیس یک مرکز واقعی داکتری – تربیتی مخصوص عقب مانده گان ذهنی پرداخت، دیگرتلاش در این زمینه مشاهده نمی شود .
درسال 1898 کلاپارد صنف های خاص در چهارچوب آموزش عمومی بوحود آورد، صنفهای خاص آموزش کودکان نارسایی بودند. وهمچنین بین سال های 1904-1908 کلاپارد وبا همکاری متخصص اعصاب به نام ناویل اولین مرکز مشاوره کلینکی- پرورشی را به منظور تعیین قانون پذیرش وتقسیم این کودکان در صنف های مخصوص ایجاد کرد.
درسال1905 بینه وهمکارش سیمون با شروع نخستین مقیاس متری هوش کودکان عقب مانده را از کودکان سالم جدا کرد.
درسال1909 هیلی شکاگواولین مرکز مشاهدان روانی را برای نوجوانان تاسیس کرد.
درسال1912 سوتارد درچهارچوب بیمارستان هایمخصوص مریضان اصطلاح تیم کلینکی را به کار برد وبدین ترتیب زمینه برای پی ریزی مراکز روانی- پزشکی – اجتماعی فراهم شد ودر نتیجه سازمانهای نظیر کلینک هدایت بهترین امکان را برای گسترش مطالعه نشانه شناسی وعلت شناسی در روانشناسی مرضی کودک فراهم آورند.
تشخیص بیماران روانی
تعریف بیماران روانی:
قبل از اینکه بیماران روانی را بدانیم باید بدانیم که سلامت روانی چیست کدام قسم افراد را دارای روان سالم و افراد سالم گفته میتوانیم.
اوالت و همکارانش در سال 1963 سلامت روانی را به این صورت تعریف کرده اند :
1- کسی که به خود و دیگران اعتماد داشته باشد.
2- کسی که احساس لیاقت کند.
3- کسی که زندگی را پدیده ای بامعنی بداند.
4- کسی که از ثبات عاطفی متناسبی برخوردار باشد ازلحاظ روانی سالم است.
به نظر کارل مسنگر کسی که با حد اکثر کفایت واحد اکثر رضایت به دنیا و به اشخاص دیگر سازش پیداکند از نظر روانی سالم است.
بطور کل می توان به هنجاری را در روان پزشکی، انطباق فرد از نظر جسمی، روانی و اجتماعی به موازین یا معیار های یک جامعه خاص تعریف نمود، جامعه خاص در این تعریف از اهمیت خاص برخوردار است، چراکه بسیاری از رفتار ها دریک جامعه کاملاً به هنجار است و در جامعه دیگر نا به هنجار، هر فرد که بر عکس این رفتار می کند مریض روانی یا افراد غیر نورمال است، به همین لحاظ بیماران روانی را طور ذیل تعریف مینمائیم:
بیماران روانی عبارت از آن است که اگر فردی نتواند کارهای روز مره خود را بخوبی انجام بدهد، با افراد خانواده و جامعه اش نتواند ارتباطی دوستی بر قرار کند و از زندگی لذت ببرد بیماری روانی گفته میشود.
یا به عبارت دیگر بیماری روانی عبارت اند از عدم سلامتی در روان است.
بیماری روانی عبارت است ازبی موازنگی بین احساس، افکار وکردار که رنج آورباشد ومانع فعالیت های روزمره شود.
چنانچه قبلاهم به اين مسئله اشاره كرديم روانشناسان بیماران روانی را به صورت عموم به دو کته گوری بزرگ تقسیم کرده اند:-
1- بیماران شدید روانی یا سایکوزها
2- بیماران خفیف روانی یا نیروزها
دررابطه به بيماران رواني وسايكوزها درچپتر گذشته بحث هاي نموديم درينجابيشتر بالاي سايكوزها بحث ميكنيم كه شما بيشتر بامريضان سرو كار داريد كه علايم جسمي دارند.
1- بیماری های شدید روانی( سایکوزها) در این نوع بیماری، رفتار، گفتار و ظاهر فرد بیمار با افراد طبیعی فرق می کند بعضی از افراد به این بیماری، جنون جوانی میگویند این بیماری بیشتر در افراد بالای 15 سال دیده می شود. اکثر این بیماران خود شان را بیمار نمی دانند و حاضرنیستند به داکتر مراجعه کنند و تحت درمان قرار گیرند.
سا یکوز چیست؟سایکوز یکنوع آفت وخیم روانی می باشد، در افغانستان افراد مصاب را «دیوانه» می نامند. چنین می پندارند که سایر مردمان چنین تجاربی را نداشته و ندارند بیماران معمولاً به شیوه های عجیب و غریبی رفتار می کنند که قابل قبول و تحمل نمی باشند . مردمان محل چنین عقیده دارند که سایکوزیس به وسیله جن، چشم بد یا ذریعه جادو و طومار رخ میدهد. شخص بیمار خودش معتقد به این نکته نیست که بیمار می باشد. در سایکوزیس شخص ممکن بسیا شفته ومشوش باشد گاهی اعضای خانواده او را به درختی یا بستر وچار پایی می بندد ممکن بیمار برای شفا یابی به زیارت ها برده شود درحالی که تداوی دوایی برای سایکوزس موجود است.
سایکوز چگونه بار می آید:
دو نوع سایکوزس با علل متفاوت موجود است که عبارتند از:
1. سا یکوز های عضوی؛
2. سایکوز های وظیفوی
سایکوز های عضوی:
این نوع سایکوزیس درسیر افات عضوی یا بعد از صدمه دیدن به مغز بوجود می اید. بیماری های که میتوانند سبب سایکزیس عضوی شودند عبارتند از:
1- ضربات ناحیه سر
2- اختلا جات یا شخ مانده گی ها
3- آفات انتانی حاد مثل محرقه یا سینه بغل
4- مصرف بیش ازحد دواها مثلsteroids
بیماری که سایکوزس عضوی دارد ممکن بر علاوه علایم سایکوزس علایم زیرین را نیز نشان دهد:
1- حالت گنسی داشته توانایی حواب دادن به سوالات را ندارند.
2- چهت یابی نداشته نمیدانند درکجاهست؟ یا کدام روز و کدام ماه است؟ ممکن اعضای خانواده را نه شناسد. گیچ بوده توانایی حجواب دهی با معنی را نمیداشته باشد وحافظه اش متاثر میباشد.
3- برسامات بینایی داشته بیمار چیز های را می بیند که ممکن امردم، حیوانات یا اشیا باشند که اصلاً وجود ندارند وگاهی برای بیمار ترس آور می باشند.
سایکوزس های وظیفوی:
بیماری های اند که علت جسمی ندارند وعلل سایکوزس های وظیفوی عباتنداز:
1- داشتن تاریخچه خانواده گی سایکوزس ها «فکتور ارثی»
2- فشار های زنده گی «داغدیده گی، امتحانات یا برخی حوادث بد»
3- ولادت
4- گاهی بدون علت واضح
سایکوزس ها را چگونه میتوان شناخت؟
فردی که حرفهایی باورنکردنی میزند مثلاً میگوید صدای می شنوم و یا کسی را میبینم یا میگوید من امام هستم، خیال می کند همسرش به او خیانت می کند می خواهد او را بکشد.
فردی که بی دلیل خوشحال است، پرحرف است، بی خوابی شدید دارد، کارهای زیاد و بی هدف انجام می دهد. خیلی زود عصبانی گریان و خندان می شود.
فردی که خیلی غمگین و بی حوصله است، تنهایی را دوست دارد، بی اشتها است از زندگی نا امید است، به فکر خود کشی است به کار و تحصیل خود نمی رسد.
درهر جامعه تعداد انگشت شماری از مردم وجود دارد که با سایرین متفاوت اند. بسیار ی مردم ازهمسایه های خویش لباس های متفاوت پوشیده ورفتار جداگانه از آنها دارند ولی کارهای معمول شان دراطراف خانه ها، رفتن به کار یا مکتب یکسان است. با وجود تفاوت اندیکی دررفتار شان بیماری روانی ندارند. حالاتیکه وقتی رفتار ادمی بصورت واضح در مدت کوتاه یا نسبااً طولانی تغییر می یابد؛ موجودیت بیماری روانی مطرح می گردد. در سایکوزس تغییرات واضح نزد شخص از نظر رفتار، فکر و احساس بو جود می آید ممکن نزد شخص بیگانه علامه مرضی که همیشه باید داشته باشد که با عث می گردد تا به موجودیت بیماری روانی نزدش مشکوک گردیم. درشناخت بیمارانیکه مصاب به بیماری های وخیم روانی اند مشکلی وجود ندارد مگر درحالات خفیف شناسایی بیماران کار مشکل می باشد.
علایم مشخص سایکوزس ها:
v تشوش گفتار: بیمار سخنان بی معنی می گوید گفتارش قابل فهم نبوده، جملات اش شکسته، شکسته بوده ازیک موضوع به موضوع دیگر ی بدون ارتباط فکری واضع می پردازد.
v هذایانات: شخص افکار غلط یا ترس های منحصر به خود دارد ممکن فکر کند شخص ثروتمند ومشهور ی است که واقعاً نمی باشد.پ
v برسامات :بیمارممکن چیزهای را ببیند یا بشنود که وجود ندارد.
سایکوزها اشکال مختلف دارد
1- سایکوز های مزمن : بیماری به اهسته گی شروع کرده برای مدت طولانی دوام می یابد ، تغیر نمی کند وعلت واضح ندارد . مزمن به معنی ادامه یافتن حالت بیماری برای مدت زمانی طولانی است به معنی و خامت بیماری نمی باشد .
2- سایکوز حاد : بیماری آنا ً یا دفعتاً شروع شده برای مدت زمانی کوتاه ادامه یافته وممکن علت واضح و قابل شناخت داشته باشد .
3- سایکوزهای راجعه : بیماری به شکل دوره های هذیانی نمایان شده در بین حملات ویا فواصل بیماری شخص کاملا صحتمند می باشد .
سایکوز ها را چگونه میتوان رسیدگی کرد ؟
سایکوز علاج می شود این نکته خیلی ها مهم و با ارزش است که بخاطر داشته باشیم . سایکوز ها مثل سایر بیماری های اند که افراد از آن شفا میابند. مثل سایر بیماری ها، نتایج تداوی نظر به شدت ونوع مشکل فرق میکند. بسیاری بیماران هذیانی کاملاً خوب شده با تداوی به زندگی کامل وعادی بر می گردند.
در صورتیکه بیماری خیلی ها مزمن باشد بهبودی کامل غیر ممکن بوده اما با آنهم تغیرات قابل ملاحظه ای در حالت بیماری رخ میدهد .
1: تداوی با دوا ها : استعمال دوا ها در تداوی و معالجه سایکوزها خیلی ها مهم است علایم بیماری سایکوز حاد را کنترول می کند . نزد بیماران مزمن هذیانی ، هذیانات راجعه ، دوا ها علایم غیر عادی را کنترول کرده از بروز انها جلوگیری می کند و یا هم انها را متوقف میسازد . طور مثال سایکوزهای وظیفوی معمولاً در سنین پایان غالباً بدون فکتور های تشدید کننده شروع شده تمایل به دوام داشته در صورت عدم تداوی بدتر می گیردند . چنین حالت هذیانی را جنون جوانی می نامند که این بیماری به تداوی منظم ضرورت دارد حتی وقتی شخص خیلی ها بهتر هم باشد .
2: شخص را همکاری کنید تا به فعالیت های عادی بپردازد: دانستن این نکته خیلی ها مهم است که وقتی شخص ازحالات هذیانی با استعمال دواها دور شده به اجرای کارهای روزمره خویش می پردازد باید او را کمک کرد .
همکاری وقبول مصرف داروها: در صورت که بیماری ایجاب تداوی طبی دوامدار را نماید آنگاه باید بیمار تشویق گردد. قابلیت ها را بصورت منظم برای مدت طولانی بگیرد . البته این نکته خیلی ها با ارزش است که توجه شود شخص بیمار در قسمت تطبیق دواها مطابق هدایات داکتر عمل میکند . با اعضای خانواده ، دوستان و کسانیکه مسوولیت مراقبت بیمار را در قسمت تطبیق دوا ها دارند گفتگو شود تا بیمار دوا ها را خود سرانه قطع نکرده و همه روز از آن استفاده نماید .
امور منزل و فعالیت ها روز مره: با تشویق بیمار توسط فردی که بیمار او را می شناسد و بر او اعتماد می کند با وجود بیماری وخیم روانی می تواند کارهای ساده مثل چای دم کردن ،تخلیه بار از عراده جات یا جاروب کردن سطح اتاق ها را انجام دهد .
فعالیت ها روزمره: فعالیت های روزانه را در خانه و همسایگی ها باید اجرا کرد تا شخص بیمار روانی به دلایل زیر حالت بهتری بدست آرد:
1- شخص با فعالیت های روزانه خیلی ها اشنا بوده واجرای کارها ، ساده می باشد هر چند تفکر وی سالم نباشد .
2- فعالیت های روزمره باعث می شود تا بیمار ، به واقعیت ها توجه کرده از فکر های دیوانه گی بدورماند.
انواع شیزوفرنی
1- پارانوید:
فرد مصاب به شیزو فرنی پارانوید تقریبا در نیمی ازنگاه خصوصیات زندگی ایشان احساس مینماید که تحت اشکنجه وزجر قرار گرفته اند .افکار باطل آنها به اشکال مختلف ظهور می کند مثلا میگوید مرا زیر یک پول بسته اند می خواهند اثاثیه جاتم را بدزدند.
2- شیزوفرنی ساده:
اشخاصی که باشیزوفرنی ساده گرفتار اند بصورت روز افزون اززندگی کناره گیری می کنند وظهور مینمایند. اولین آثاربی علاقگی شخص نسبت به کارهای معمولی زندگی ظاهری او می شود.
3- شیزفرنی کتاتونیک:
شیزفرنی کتاتونیک دفعتا بصورت آنی شروع می شود این اختلال معمولا بطورمکرر بصورت یک سلسله حمله های کوتاه به مرورسالهای متمادی صورت می گیرد. دراین مریض اختلالات دورانی وحرکی دیده می شود.
4- همفرنیا:
بیماری شیزفرنی نوع همفرنیا یاهمفرنیک ازنظرشخصیتی نسبت به انواع دیگر این بیماری بیشتر سیر قهقرایی میرود ومعمولا به رفتارهای ابتدایی کودکانه متوسل میشود. یک سوتفاهم ازواقعات ومشغول شدن ومسایل ذهنی سبب می شود که حالات ورفتارکودکانه عجیب ازخود نشان میدهد مانند خنده های بچه گانه ، لغت سازی های بی معنی ، بروز اعمال وحرکات ناگهانی وگاهی خطر ناک.



